hoick

[ایالات متحده]/hɔɪk/
[بریتانیا]/hɔɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ناگهان چیزی را کشیدن یا بلند کردن; (در مورد یک هواپیما) در زاویه تند بلند شدن
Word Forms
جمعhoicks

عبارات و ترکیب‌ها

hoick it

آن را بلند کن

hoick up

بلند کردن

hoick out

بیرون کشیدن

hoick away

دور کردن

hoick back

پس گرفتن

hoick down

پایین آوردن

hoick along

همراه بردن

hoick forward

به جلو بردن

hoick around

دور زدن

hoick high

خیلی بالا

جملات نمونه

he decided to hoick the heavy box onto the shelf.

او تصمیم گرفت جعبه سنگین را روی قفسه بکشد.

she had to hoick herself up onto the ledge.

او مجبور شد خودش را به لبه بالا بکشد.

the child tried to hoick his toy out of the mud.

کودک سعی کرد اسباب‌بازی خود را از گل بیرون بکشد.

with a strong pull, he hoicked the rope to lift the sail.

با یک کشش قوی، او طناب را برای بالا بردن بادبان کشید.

she hoicked the backpack onto her shoulders.

او کوله‌پشتی را روی شانه‌هایش کشید.

they hoicked the fallen tree branch off the path.

آنها شاخه درخت افتاده را از مسیر خارج کردند.

he hoicked the dog into the car for the trip.

او سگ را برای سفر به داخل ماشین کشید.

she hoicked the curtain aside to let in more light.

او پرده را کنار زد تا نور بیشتری وارد شود.

he hoicked the suitcase off the conveyor belt.

او چمدان را از نوار نقاله بیرون کشید.

after the fall, he had to hoick himself back up.

بعد از افتادن، او مجبور شد دوباره خودش را بالا بکشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید