homologues

[ایالات متحده]/ˈhɒməlɒg/
[بریتانیا]/ˈhɑːməˌlɔɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک چیز معادل یا مرتبط؛ عضوی از یک گروه مرتبط؛ ساختار مشابه در گونه‌های مختلف

عبارات و ترکیب‌ها

gene homologue

همولوگ ژن

protein homologue

همولوگ پروتئین

homologue sequence

توالی همولوگ

homologue gene

همولوگ ژن

homologue protein

همولوگ پروتئین

homologue analysis

تجزیه و تحلیل همولوگ

homologue comparison

مقایسه همولوگ

homologue identification

شناسایی همولوگ

homologue alignment

ترازی همولوگ

homologue function

عملکرد همولوگ

جملات نمونه

the scientist discovered a homologue of the gene in another species.

دانشمند یک همولوگ از ژن را در گونه دیگری کشف کرد.

homologues often share similar functions across different organisms.

همولوگ‌ها اغلب در سراسر گونه‌های مختلف، عملکردهای مشابهی دارند.

researchers are studying the homologue to understand evolutionary processes.

محققان در حال مطالعه همولوگ برای درک فرآیندهای تکاملی هستند.

the homologue of this protein is crucial for cellular function.

همولوگ این پروتئین برای عملکرد سلولی بسیار مهم است.

identifying the homologue can help in drug development.

شناسایی همولوگ می‌تواند به توسعه دارو کمک کند.

in genetics, a homologue refers to a gene that has a similar sequence.

در ژنتیک، همولوگ به ژنی گفته می‌شود که توالی مشابهی دارد.

the study compared the homologue of the gene in various species.

مطالعه همولوگ ژن را در گونه‌های مختلف مقایسه کرد.

homologues can provide insights into genetic diseases.

همولوگ‌ها می‌توانند بینشی در مورد بیماری‌های ژنتیکی ارائه دهند.

understanding the homologue's role can lead to medical breakthroughs.

درک نقش همولوگ می‌تواند منجر به پیشرفت‌های پزشکی شود.

homologues are essential for studying comparative genomics.

همولوگ‌ها برای مطالعه ژنومیکس تطبیقی ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید