hoodooing magic
جادوی هودو
hoodooing spirits
ارواح هودو
hoodooing rituals
آیینهای هودو
hoodooing practices
شیوه های هودو
hoodooing charms
جاذبه های هودو
hoodooing beliefs
باورهای هودو
hoodooing spells
طلسم های هودو
hoodooing influence
تاثیر هودو
hoodooing folklore
گویش های عامیانه هودو
hoodooing traditions
رسوم و سنت های هودو
she believes that hoodooing can bring good luck.
او معتقد است که جادو کردن میتواند خوش شانسی بیاورد.
they were hoodooing the old tree for protection.
آنها برای محافظت درخت قدیمی را جادو میکردند.
the locals often talk about hoodooing as a way to ward off evil spirits.
ساکنان اغلب در مورد جادو کردن به عنوان راهی برای دور کردن ارواح شیطانی صحبت میکنند.
he learned the art of hoodooing from his grandmother.
او هنر جادو کردن را از مادربزرگش یاد گرفت.
hoodooing rituals are an important part of their culture.
آیینهای جادو کردن بخش مهمی از فرهنگ آنهاست.
some people think hoodooing is just superstition.
برخی افراد فکر میکنند جادو کردن فقط خرافات است.
she performed a hoodooing spell to attract love.
او برای جذب عشق یک طلسم جادو کرد.
the practice of hoodooing varies from region to region.
عملکرد جادو کردن از منطقه به منطقه متفاوت است.
hoodooing can involve various herbs and charms.
جادو کردن میتواند شامل گیاهان و طلسمهای مختلف باشد.
many believe that hoodooing can influence fate.
بسیاری معتقدند که جادو کردن میتواند سرنوشت را تحت تأثیر قرار دهد.
hoodooing magic
جادوی هودو
hoodooing spirits
ارواح هودو
hoodooing rituals
آیینهای هودو
hoodooing practices
شیوه های هودو
hoodooing charms
جاذبه های هودو
hoodooing beliefs
باورهای هودو
hoodooing spells
طلسم های هودو
hoodooing influence
تاثیر هودو
hoodooing folklore
گویش های عامیانه هودو
hoodooing traditions
رسوم و سنت های هودو
she believes that hoodooing can bring good luck.
او معتقد است که جادو کردن میتواند خوش شانسی بیاورد.
they were hoodooing the old tree for protection.
آنها برای محافظت درخت قدیمی را جادو میکردند.
the locals often talk about hoodooing as a way to ward off evil spirits.
ساکنان اغلب در مورد جادو کردن به عنوان راهی برای دور کردن ارواح شیطانی صحبت میکنند.
he learned the art of hoodooing from his grandmother.
او هنر جادو کردن را از مادربزرگش یاد گرفت.
hoodooing rituals are an important part of their culture.
آیینهای جادو کردن بخش مهمی از فرهنگ آنهاست.
some people think hoodooing is just superstition.
برخی افراد فکر میکنند جادو کردن فقط خرافات است.
she performed a hoodooing spell to attract love.
او برای جذب عشق یک طلسم جادو کرد.
the practice of hoodooing varies from region to region.
عملکرد جادو کردن از منطقه به منطقه متفاوت است.
hoodooing can involve various herbs and charms.
جادو کردن میتواند شامل گیاهان و طلسمهای مختلف باشد.
many believe that hoodooing can influence fate.
بسیاری معتقدند که جادو کردن میتواند سرنوشت را تحت تأثیر قرار دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید