hoodooing

[ایالات متحده]/ˈhuːduːɪŋ/
[بریتانیا]/ˈhuːduːɪŋ/

ترجمه

v. عمل آوردن بدشانسی به کسی

عبارات و ترکیب‌ها

hoodooing magic

جادوی هودو

hoodooing spirits

ارواح هودو

hoodooing rituals

آیین‌های هودو

hoodooing practices

شیوه های هودو

hoodooing charms

جاذبه های هودو

hoodooing beliefs

باورهای هودو

hoodooing spells

طلسم های هودو

hoodooing influence

تاثیر هودو

hoodooing folklore

گویش های عامیانه هودو

hoodooing traditions

رسوم و سنت های هودو

جملات نمونه

she believes that hoodooing can bring good luck.

او معتقد است که جادو کردن می‌تواند خوش شانسی بیاورد.

they were hoodooing the old tree for protection.

آنها برای محافظت درخت قدیمی را جادو می‌کردند.

the locals often talk about hoodooing as a way to ward off evil spirits.

ساکنان اغلب در مورد جادو کردن به عنوان راهی برای دور کردن ارواح شیطانی صحبت می‌کنند.

he learned the art of hoodooing from his grandmother.

او هنر جادو کردن را از مادربزرگش یاد گرفت.

hoodooing rituals are an important part of their culture.

آیین‌های جادو کردن بخش مهمی از فرهنگ آنهاست.

some people think hoodooing is just superstition.

برخی افراد فکر می‌کنند جادو کردن فقط خرافات است.

she performed a hoodooing spell to attract love.

او برای جذب عشق یک طلسم جادو کرد.

the practice of hoodooing varies from region to region.

عملکرد جادو کردن از منطقه به منطقه متفاوت است.

hoodooing can involve various herbs and charms.

جادو کردن می‌تواند شامل گیاهان و طلسم‌های مختلف باشد.

many believe that hoodooing can influence fate.

بسیاری معتقدند که جادو کردن می‌تواند سرنوشت را تحت تأثیر قرار دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید