hooey

[ایالات متحده]/ˈhuːi/
[بریتانیا]/ˈhuːi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

interj. مزخرف!
n. صحبت احمقانه؛ مزخرف
Word Forms
جمعhooeys

عبارات و ترکیب‌ها

load of hooey

حرف‌های بی‌اساس

pure hooey

حرف‌های کاملاً بی‌اساس

that's hooey

این حرف‌های بی‌اساسه

big hooey

حرف‌های بی‌اساس بزرگ

hooey stuff

چیزهای بی‌اساس

sheer hooey

حرف‌های کاملاً بی‌اساس

hooey talk

صحبت‌های بی‌اساس

hooey claims

ادعاهای بی‌اساس

hooey idea

ایده‌ی بی‌اساس

hooey nonsense

حرف‌های بی‌معنی و بی‌اساس

جملات نمونه

don't listen to that hooey; it's not true.

به آن حرف‌های بی‌اساس گوش نده؛ درست نیست.

she dismissed his ideas as pure hooey.

او ایده‌های او را به عنوان حرف‌های بی‌اساس رد کرد.

what he said was just a bunch of hooey.

آنچه او گفت فقط مجموعه‌ای از حرف‌های بی‌اساس بود.

stop talking hooey and get to the point.

حرف‌های بی‌اساس زدن را متوقف کن و به اصل مطلب بپرداز.

his explanation was filled with hooey.

توضیحات او پر از حرف‌های بی‌اساس بود.

that theory is nothing but hooey.

آن تئوری چیزی جز حرف‌های بی‌اساس نیست.

don't believe the hooey you read online.

آن حرف‌های بی‌اساسی که در اینترنت می‌خوانید را باور نکنید.

she always spouts hooey during meetings.

او همیشه در جلسات حرف‌های بی‌اساس می‌گوید.

his claims were dismissed as hooey by experts.

ادعاهای او توسط کارشناسان به عنوان حرف‌های بی‌اساس رد شد.

it's just a load of hooey, don't worry.

فقط مجموعه‌ای از حرف‌های بی‌اساس است، نگران نباش.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید