| جمع | hooeys |
load of hooey
حرفهای بیاساس
pure hooey
حرفهای کاملاً بیاساس
that's hooey
این حرفهای بیاساسه
big hooey
حرفهای بیاساس بزرگ
hooey stuff
چیزهای بیاساس
sheer hooey
حرفهای کاملاً بیاساس
hooey talk
صحبتهای بیاساس
hooey claims
ادعاهای بیاساس
hooey idea
ایدهی بیاساس
hooey nonsense
حرفهای بیمعنی و بیاساس
don't listen to that hooey; it's not true.
به آن حرفهای بیاساس گوش نده؛ درست نیست.
she dismissed his ideas as pure hooey.
او ایدههای او را به عنوان حرفهای بیاساس رد کرد.
what he said was just a bunch of hooey.
آنچه او گفت فقط مجموعهای از حرفهای بیاساس بود.
stop talking hooey and get to the point.
حرفهای بیاساس زدن را متوقف کن و به اصل مطلب بپرداز.
his explanation was filled with hooey.
توضیحات او پر از حرفهای بیاساس بود.
that theory is nothing but hooey.
آن تئوری چیزی جز حرفهای بیاساس نیست.
don't believe the hooey you read online.
آن حرفهای بیاساسی که در اینترنت میخوانید را باور نکنید.
she always spouts hooey during meetings.
او همیشه در جلسات حرفهای بیاساس میگوید.
his claims were dismissed as hooey by experts.
ادعاهای او توسط کارشناسان به عنوان حرفهای بیاساس رد شد.
it's just a load of hooey, don't worry.
فقط مجموعهای از حرفهای بیاساس است، نگران نباش.
load of hooey
حرفهای بیاساس
pure hooey
حرفهای کاملاً بیاساس
that's hooey
این حرفهای بیاساسه
big hooey
حرفهای بیاساس بزرگ
hooey stuff
چیزهای بیاساس
sheer hooey
حرفهای کاملاً بیاساس
hooey talk
صحبتهای بیاساس
hooey claims
ادعاهای بیاساس
hooey idea
ایدهی بیاساس
hooey nonsense
حرفهای بیمعنی و بیاساس
don't listen to that hooey; it's not true.
به آن حرفهای بیاساس گوش نده؛ درست نیست.
she dismissed his ideas as pure hooey.
او ایدههای او را به عنوان حرفهای بیاساس رد کرد.
what he said was just a bunch of hooey.
آنچه او گفت فقط مجموعهای از حرفهای بیاساس بود.
stop talking hooey and get to the point.
حرفهای بیاساس زدن را متوقف کن و به اصل مطلب بپرداز.
his explanation was filled with hooey.
توضیحات او پر از حرفهای بیاساس بود.
that theory is nothing but hooey.
آن تئوری چیزی جز حرفهای بیاساس نیست.
don't believe the hooey you read online.
آن حرفهای بیاساسی که در اینترنت میخوانید را باور نکنید.
she always spouts hooey during meetings.
او همیشه در جلسات حرفهای بیاساس میگوید.
his claims were dismissed as hooey by experts.
ادعاهای او توسط کارشناسان به عنوان حرفهای بیاساس رد شد.
it's just a load of hooey, don't worry.
فقط مجموعهای از حرفهای بیاساس است، نگران نباش.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید