hoofprints

[ایالات متحده]/ˈhuːfprɪnt/
[بریتانیا]/ˈhufprɪnt/

ترجمه

n. نشانه‌ای که توسط سم یک حیوان ایجاد می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

animal hoofprint

رد پای حیوانات

fresh hoofprint

رد پای تازه

hoofprint size

اندازه رد پا

hoofprint pattern

الگوی رد پا

deep hoofprint

رد پای عمیق

hoofprint evidence

شواهد رد پا

hoofprint tracking

ردیابی رد پا

hoofprint analysis

تجزیه و تحلیل رد پا

hoofprint identification

شناسایی رد پا

hoofprint study

مطالعه رد پا

جملات نمونه

the hoofprint in the mud was a clear sign of wildlife nearby.

رد پا در گل نشان واضح از حضور حیات وحش در نزدیکی بود.

we followed the hoofprint to track the deer.

ما رد پا را دنبال کردیم تا گوزن را ردیابی کنیم.

the hoofprint belonged to a large horse.

رد پا متعلق به یک اسب بزرگ بود.

she took a photo of the hoofprint to show her friends.

او از رد پا عکاسی کرد تا به دوستانش نشان دهد.

in the snow, the hoofprint was easily visible.

در برف، رد پا به راحتی قابل مشاهده بود.

he studied the hoofprint to identify the animal.

او رد پا را مطالعه کرد تا حیوان را شناسایی کند.

the guide pointed out the hoofprint on the trail.

راهنما رد پا را در مسیر نشان داد.

finding a hoofprint can help in understanding animal behavior.

پیدا کردن رد پا می تواند به درک رفتار حیوانات کمک کند.

they cast a mold of the hoofprint for analysis.

آنها یک قالب از رد پا برای تجزیه و تحلیل تهیه کردند.

the hoofprint was a clue in the mystery of the missing livestock.

رد پا سرنخی در معمای دام های گمشده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید