hornier

[ایالات متحده]/ˈhɔːnɪə/
[بریتانیا]/ˈhɔrnɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فرم مقایسه‌ای از horny; سفت یا سخت; تحریک‌جنسی; برانگیخته‌جنسی

عبارات و ترکیب‌ها

hornier than ever

بی تاب تر از همیشه

feeling hornier

احساس تباهی بیشتر

hornier at night

شب‌ها بیشتر تباهی می‌کنم

hornier than usual

از همیشه بیشتر تباهی می‌کنم

hornier for you

برای شما بیشتر تباهی می‌کنم

getting hornier

دارم بیشتر تباهی می‌کنم

hornier vibes

حس‌های تباهی بیشتر

hornier mood

حالت تباهی بیشتر

hornier feelings

احساس‌های تباهی بیشتر

hornier thoughts

فکر‌های تباهی بیشتر

جملات نمونه

he felt hornier than ever after seeing her in that dress.

او بعد از دیدن او در آن لباس احساس کرد که بیشتر از همیشه میل دارد.

after a few drinks, he became hornier and more flirtatious.

بعد از چند نوشیدنی، او بیشتر از همیشه میل داشت و بیشتر اغواگر بود.

she admitted she was hornier than usual tonight.

او اعتراف کرد که امشب بیشتر از همیشه میل دارد.

they both felt hornier as the night went on.

با گذشت شب، هر دو احساس کردند که بیشتر از همیشه میل دارند.

he joked that he was hornier after watching the romantic movie.

او شوخی کرد که بعد از تماشای فیلم عاشقانه بیشتر از همیشه میل دارد.

she noticed he seemed hornier when they were alone.

او متوجه شد که وقتی تنها بودند، او بیشتر از همیشه میل دارد.

feeling hornier can sometimes lead to unexpected moments.

احساس میل بیشتر گاهی اوقات می‌تواند منجر به لحظات غیرمنتظره شود.

after the workout, he felt hornier and ready to socialize.

بعد از تمرین، او احساس کرد که بیشتر از همیشه میل دارد و آماده است تا با دیگران معاشرت کند.

she realized she was hornier after receiving his text.

او متوجه شد که بعد از دریافت پیامش بیشتر از همیشه میل دارد.

his hornier attitude surprised everyone at the party.

حالت میل بیشتر او همه را در مهمانی شگفت زده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید