hornier than ever
بی تاب تر از همیشه
feeling hornier
احساس تباهی بیشتر
hornier at night
شبها بیشتر تباهی میکنم
hornier than usual
از همیشه بیشتر تباهی میکنم
hornier for you
برای شما بیشتر تباهی میکنم
getting hornier
دارم بیشتر تباهی میکنم
hornier vibes
حسهای تباهی بیشتر
hornier mood
حالت تباهی بیشتر
hornier feelings
احساسهای تباهی بیشتر
hornier thoughts
فکرهای تباهی بیشتر
he felt hornier than ever after seeing her in that dress.
او بعد از دیدن او در آن لباس احساس کرد که بیشتر از همیشه میل دارد.
after a few drinks, he became hornier and more flirtatious.
بعد از چند نوشیدنی، او بیشتر از همیشه میل داشت و بیشتر اغواگر بود.
she admitted she was hornier than usual tonight.
او اعتراف کرد که امشب بیشتر از همیشه میل دارد.
they both felt hornier as the night went on.
با گذشت شب، هر دو احساس کردند که بیشتر از همیشه میل دارند.
he joked that he was hornier after watching the romantic movie.
او شوخی کرد که بعد از تماشای فیلم عاشقانه بیشتر از همیشه میل دارد.
she noticed he seemed hornier when they were alone.
او متوجه شد که وقتی تنها بودند، او بیشتر از همیشه میل دارد.
feeling hornier can sometimes lead to unexpected moments.
احساس میل بیشتر گاهی اوقات میتواند منجر به لحظات غیرمنتظره شود.
after the workout, he felt hornier and ready to socialize.
بعد از تمرین، او احساس کرد که بیشتر از همیشه میل دارد و آماده است تا با دیگران معاشرت کند.
she realized she was hornier after receiving his text.
او متوجه شد که بعد از دریافت پیامش بیشتر از همیشه میل دارد.
his hornier attitude surprised everyone at the party.
حالت میل بیشتر او همه را در مهمانی شگفت زده کرد.
hornier than ever
بی تاب تر از همیشه
feeling hornier
احساس تباهی بیشتر
hornier at night
شبها بیشتر تباهی میکنم
hornier than usual
از همیشه بیشتر تباهی میکنم
hornier for you
برای شما بیشتر تباهی میکنم
getting hornier
دارم بیشتر تباهی میکنم
hornier vibes
حسهای تباهی بیشتر
hornier mood
حالت تباهی بیشتر
hornier feelings
احساسهای تباهی بیشتر
hornier thoughts
فکرهای تباهی بیشتر
he felt hornier than ever after seeing her in that dress.
او بعد از دیدن او در آن لباس احساس کرد که بیشتر از همیشه میل دارد.
after a few drinks, he became hornier and more flirtatious.
بعد از چند نوشیدنی، او بیشتر از همیشه میل داشت و بیشتر اغواگر بود.
she admitted she was hornier than usual tonight.
او اعتراف کرد که امشب بیشتر از همیشه میل دارد.
they both felt hornier as the night went on.
با گذشت شب، هر دو احساس کردند که بیشتر از همیشه میل دارند.
he joked that he was hornier after watching the romantic movie.
او شوخی کرد که بعد از تماشای فیلم عاشقانه بیشتر از همیشه میل دارد.
she noticed he seemed hornier when they were alone.
او متوجه شد که وقتی تنها بودند، او بیشتر از همیشه میل دارد.
feeling hornier can sometimes lead to unexpected moments.
احساس میل بیشتر گاهی اوقات میتواند منجر به لحظات غیرمنتظره شود.
after the workout, he felt hornier and ready to socialize.
بعد از تمرین، او احساس کرد که بیشتر از همیشه میل دارد و آماده است تا با دیگران معاشرت کند.
she realized she was hornier after receiving his text.
او متوجه شد که بعد از دریافت پیامش بیشتر از همیشه میل دارد.
his hornier attitude surprised everyone at the party.
حالت میل بیشتر او همه را در مهمانی شگفت زده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید