horseplays

[ایالات متحده]/ˈhɔːspleɪz/
[بریتانیا]/ˈhɔrspleɪz/

ترجمه

n. فعالیت بازیگوش یا پر سر و صدا که شامل سرگرمی خشن و پر سر و صدا است

عبارات و ترکیب‌ها

horseplays around

بازی‌های اسب‌سواری

horseplays daily

بازی‌های اسب‌سواری روزانه

horseplays often

بازی‌های اسب‌سواری اغلب

horseplays freely

بازی‌های اسب‌سواری آزادانه

horseplays together

بازی‌های اسب‌سواری با هم

horseplays outside

بازی‌های اسب‌سواری در خارج

horseplays happily

بازی‌های اسب‌سواری با خوشحالی

horseplays here

بازی‌های اسب‌سواری اینجا

horseplays well

بازی‌های اسب‌سواری خوب

horseplays joyfully

بازی‌های اسب‌سواری با شادی

جملات نمونه

the children were engaged in horseplays at the park.

کودکان در حال بازی‌های اسب‌سواری در پارک بودند.

his horseplays often got him into trouble.

بازی‌های اسب‌سواری او اغلب باعث ایجاد مشکل برایش می‌شد.

they enjoy horseplays during their free time.

آنها از بازی‌های اسب‌سواری در اوقات فراغت خود لذت می‌برند.

horseplays are common among young friends.

بازی‌های اسب‌سواری در بین دوستان جوان رایج است.

the horseplays at the party made everyone laugh.

بازی‌های اسب‌سواری در مهمانی باعث خنده همه شد.

he was known for his silly horseplays in school.

او به خاطر بازی‌های اسب‌سواری احمقانه خود در مدرسه معروف بود.

horseplays can sometimes lead to injuries.

بازی‌های اسب‌سواری گاهی اوقات می‌تواند منجر به آسیب شود.

they were warned to stop their horseplays in the classroom.

از آنها خواسته شد بازی‌های اسب‌سواری خود را در کلاس درس متوقف کنند.

her horseplays were always entertaining.

بازی‌های اسب‌سواری او همیشه سرگرم‌کننده بود.

during the festival, horseplays were a highlight of the event.

در طول جشنواره، بازی‌های اسب‌سواری یکی از نقاط برجسته رویداد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید