horseplays around
بازیهای اسبسواری
horseplays daily
بازیهای اسبسواری روزانه
horseplays often
بازیهای اسبسواری اغلب
horseplays freely
بازیهای اسبسواری آزادانه
horseplays together
بازیهای اسبسواری با هم
horseplays outside
بازیهای اسبسواری در خارج
horseplays happily
بازیهای اسبسواری با خوشحالی
horseplays here
بازیهای اسبسواری اینجا
horseplays well
بازیهای اسبسواری خوب
horseplays joyfully
بازیهای اسبسواری با شادی
the children were engaged in horseplays at the park.
کودکان در حال بازیهای اسبسواری در پارک بودند.
his horseplays often got him into trouble.
بازیهای اسبسواری او اغلب باعث ایجاد مشکل برایش میشد.
they enjoy horseplays during their free time.
آنها از بازیهای اسبسواری در اوقات فراغت خود لذت میبرند.
horseplays are common among young friends.
بازیهای اسبسواری در بین دوستان جوان رایج است.
the horseplays at the party made everyone laugh.
بازیهای اسبسواری در مهمانی باعث خنده همه شد.
he was known for his silly horseplays in school.
او به خاطر بازیهای اسبسواری احمقانه خود در مدرسه معروف بود.
horseplays can sometimes lead to injuries.
بازیهای اسبسواری گاهی اوقات میتواند منجر به آسیب شود.
they were warned to stop their horseplays in the classroom.
از آنها خواسته شد بازیهای اسبسواری خود را در کلاس درس متوقف کنند.
her horseplays were always entertaining.
بازیهای اسبسواری او همیشه سرگرمکننده بود.
during the festival, horseplays were a highlight of the event.
در طول جشنواره، بازیهای اسبسواری یکی از نقاط برجسته رویداد بود.
horseplays around
بازیهای اسبسواری
horseplays daily
بازیهای اسبسواری روزانه
horseplays often
بازیهای اسبسواری اغلب
horseplays freely
بازیهای اسبسواری آزادانه
horseplays together
بازیهای اسبسواری با هم
horseplays outside
بازیهای اسبسواری در خارج
horseplays happily
بازیهای اسبسواری با خوشحالی
horseplays here
بازیهای اسبسواری اینجا
horseplays well
بازیهای اسبسواری خوب
horseplays joyfully
بازیهای اسبسواری با شادی
the children were engaged in horseplays at the park.
کودکان در حال بازیهای اسبسواری در پارک بودند.
his horseplays often got him into trouble.
بازیهای اسبسواری او اغلب باعث ایجاد مشکل برایش میشد.
they enjoy horseplays during their free time.
آنها از بازیهای اسبسواری در اوقات فراغت خود لذت میبرند.
horseplays are common among young friends.
بازیهای اسبسواری در بین دوستان جوان رایج است.
the horseplays at the party made everyone laugh.
بازیهای اسبسواری در مهمانی باعث خنده همه شد.
he was known for his silly horseplays in school.
او به خاطر بازیهای اسبسواری احمقانه خود در مدرسه معروف بود.
horseplays can sometimes lead to injuries.
بازیهای اسبسواری گاهی اوقات میتواند منجر به آسیب شود.
they were warned to stop their horseplays in the classroom.
از آنها خواسته شد بازیهای اسبسواری خود را در کلاس درس متوقف کنند.
her horseplays were always entertaining.
بازیهای اسبسواری او همیشه سرگرمکننده بود.
during the festival, horseplays were a highlight of the event.
در طول جشنواره، بازیهای اسبسواری یکی از نقاط برجسته رویداد بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید