hospitablenesses

[ایالات متحده]/ˈhɒspɪtəbəlnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈhɑːspɪtəbəlnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بودن میهمان‌گران؛ دوستی و لطف نسبت به میهمانان یا بازدیدکنندگان؛ طبیعت خوش‌آمیز و پذیرایی‌کننده؛ کیفیت بودن نزدیک و دوست‌داشتنی؛ نزدیکی و گرمی در روابط؛ کیفیت بودن مناسب یا مناسب‌سازی؛ مناسب‌بودن یا سازگاری با شرایط

عبارات و ترکیب‌ها

whole-hearted hospitableness

خوش‌خیالی صادقانه

open-handed hospitableness

خوش‌خیالی گسترده

heart-warming hospitableness

خوش‌خیالی گرم‌دل

unbounded hospitableness

خوش‌خیالی بی‌حد و بی‌پایان

genuine hospitableness

خوش‌خیالی واقعی

extraordinary hospitableness

خوش‌خیالی غیرمعمول

traditional hospitableness

خوش‌خیالی سنتی

refined hospitableness

خوش‌خیالی رفیع

timeless hospitableness

خوش‌خیالی بی‌زمان

heartfelt hospitableness

خوش‌خیالی از دل

جملات نمونه

the small village is renowned for its remarkable hospitablenesses toward weary travelers.

این روستای کوچک به دلیل میزبانی بسیار عالی خود نسبت به سفرکردهای خسته شده معروف است.

guests consistently comment on the warm hospitablenesses displayed by the family-run inn.

مهمانان به طور مداوم در مورد میزبانی گرمی که توسط اقامتگاه خانوادگی نشان داده می شود، دیدگاه می دهند.

the resort showcases genuine hospitablenesses that make visitors feel like lifelong friends.

این رزورت میزبانی واقعی را نشان می دهد که باعث می شود بازدیدکنندگان احساس دوستی برای همیشه را داشته باشند.

southern culture is famous for its traditional hospitablenesses and generous hospitality.

فرهنگ جنوبی به دلیل میزبانی سنتی و میزبانی لطفمندشان معروف است.

despite their modest means, the people demonstrated extraordinary hospitablenesses to strangers.

با وجود امکانات محدود، مردم میزبانی بسیار عالی را به غریبه ها نشان دادند.

the hotel chain has built its reputation on consistent hospitablenesses across all locations.

این زنجیره هتل با میزبانی های یکنواخت در تمامی مکان ها شهرت خود را ساخته است.

her natural hospitablenesses shine through in every interaction with houseguests.

میزبانی طبیعی او در هر تعامل با مهمانان خانه آشکار می شود.

the community's legendary hospitablenesses has been passed down through generations.

میزبانی معروف این جامعه از نسل به نسل منتقل شده است.

tourists often remember the local hospitablenesses more than the scenic views.

گردشگران اغلب میزبانی های محلی را بیشتر از دیدگان زیبایی به یاد می‌آورند.

their exceptional hospitablenesses transformed a simple dinner into a memorable celebration.

میزبانی بسیار عالی آنها یک شام ساده را به یک جشن یادگاری تبدیل کرد.

the bed and breakfast is known for its authentic hospitablenesses and homemade breakfast.

این اقامتگاه به دلیل میزبانی واقعی و صبحانه ساخته شده در خانه معروف است.

ancient traditions of hospitablenesses still thrive in this remote mountain region.

سنت های قدیمی میزبانی هنوز در این منطقه کوهستانی دورافتاده زنده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید