hosting

[ایالات متحده]/ˈhəʊstɪŋ/
[بریتانیا]/ˈhoʊstɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل فراهم کردن یک پلتفرم برای خدمات یا رویدادها
v. شکل حال استمراری "میزبان"

عبارات و ترکیب‌ها

web hosting

میزبانی وب

cloud hosting

هاست ابری

shared hosting

هاست اشتراکی

dedicated hosting

هاست اختصاصی

managed hosting

هاست مدیریت‌شده

hosting provider

ارائه دهنده هاست

hosting plan

پلن هاست

hosting service

خدمات هاست

hosting solution

راهکار هاست

hosting account

حساب هاست

جملات نمونه

we are hosting a charity event next week.

ما یک رویداد خیریه را در هفته آینده برگزار خواهیم کرد.

she is hosting a dinner party at her house.

او یک مهمانی شام را در خانه خود برگزار می‌کند.

they are hosting an international conference this summer.

آنها یک کنفرانس بین المللی را در این تابستان برگزار خواهند کرد.

the school is hosting a talent show for students.

مدرسه یک نمایش استعداد برای دانش آموزان برگزار می‌کند.

he is hosting a podcast about technology.

او یک پادکست در مورد فناوری را میزبانی می‌کند.

we are hosting a webinar on digital marketing.

ما یک وبینار در مورد بازاریابی دیجیتال برگزار خواهیم کرد.

she is hosting a book club meeting this weekend.

او یک جلسه کتابخوانی را در این آخر هفته برگزار می‌کند.

the hotel is hosting a wedding reception.

هتل یک پذیرایی عروسی برگزار می‌کند.

our company is hosting a team-building retreat.

شرکت ما یک اردوی تیم سازی برگزار می‌کند.

they are hosting an art exhibition in the gallery.

آنها یک نمایشگاه هنری را در گالری برگزار می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید