hotfix

[ایالات متحده]/ˈhɒt.fɪks/
[بریتانیا]/ˈhɑːt.fɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تعمیر سریع برای مسائل نرم‌افزاری. ; یک راه‌حل موقت برای یک مشکل.

عبارات و ترکیب‌ها

critical hotfix

رفع مشکل حیاتی

emergency hotfix

رفع مشکل اضطراری

latest hotfix

آخرین رفع مشکل

hotfix release

انتشار رفع مشکل

hotfix deployment

استقرار رفع مشکل

hotfix update

به‌روزرسانی رفع مشکل

hotfix version

نسخه رفع مشکل

hotfix process

فرآیند رفع مشکل

hotfix application

اعمال رفع مشکل

hotfix testing

آزمایش رفع مشکل

جملات نمونه

the team released a hotfix to address the critical bug.

تیم یک رفع سریع مشکل را برای رفع اشکال حیاتی منتشر کرد.

we need to implement a hotfix before the next software update.

ما باید یک رفع سریع مشکل را قبل از به‌روزرسانی نرم‌افزاری بعدی پیاده‌سازی کنیم.

the hotfix improved the application's performance significantly.

رفع سریع مشکل به طور قابل توجهی عملکرد برنامه را بهبود بخشید.

after testing, the hotfix was deemed stable and released.

پس از آزمایش، رفع سریع مشکل پایدار تشخیص داده شد و منتشر شد.

hotfixes are often released to quickly resolve user-reported issues.

رفع سریع مشکل اغلب برای رفع سریع مشکلات گزارش شده توسط کاربران منتشر می‌شود.

the company issued a hotfix to patch the security vulnerability.

شرکت یک رفع سریع مشکل را برای رفع آسیب‌پذیری امنیتی منتشر کرد.

developers worked overnight to create a hotfix for the crash.

توسعه‌دهندگان برای ایجاد یک رفع سریع مشکل برای خرابی، شبانه روزی کار کردند.

users were notified about the hotfix via email.

کاربران از طریق ایمیل در مورد رفع سریع مشکل مطلع شدند.

the hotfix was successful in resolving the major issues.

رفع سریع مشکل در رفع مشکلات عمده موفقیت‌آمیز بود.

it's essential to document changes made by a hotfix.

ثبت تغییرات ایجاد شده توسط یک رفع سریع مشکل ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید