houys

[ایالات متحده]/ˈhaʊiz/
[بریتانیا]/ˈhaʊiz/

ترجمه

n. جمع houy؛ به Houyhnhnms (نسلی از اسب‌های منطقی) اشاره دارد؛ (گویش) پشت؛ قسمت پشتين

جملات نمونه

i spent many houys working on this project

من زیادی از ساعات را صرف این پروژه کردم

the houys passed slowly during the meeting

ساعات در طول جلسه به آرامی گذشت

she worked extra houys to finish the task

او ساعات اضافی کار کرد تا وظیفه را تمام کند

the houys before dawn are the coldest

ساعات قبل از طلوع آفتاب سردترین ساعات هستند

after several houys, we finally arrived

پس از چند ساعت، در نهایت رسیدیم

the store is open for twenty-four houys

این فروشگاه برای ۲۴ ساعت باز است

he counted the houys until his birthday

او تا تاریخ تولدش ساعات را شمارش کرد

the houys of practice paid off

ساعات تمرین مفید بود

we lost houys waiting in line

ما ساعات را در صف از دست دادیم

the best houys of the day are morning ones

بهترین ساعات روز ساعات صبح هستند

during the quiet houys, i like to read

در ساعات آرام، من دوست دارم بخوانم

the houys dragged on as we waited

ساعات در حالی که منتظر ماندیم کشیده شد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید