hovelled

[ایالات متحده]/ˈhɒv.əld/
[بریتانیا]/ˈhɑː.vəld/

ترجمه

v. در یک کلبه زندگی کردن؛ حیوانات را در یک انبار محبوس کردن
n. کلبه؛ یک محل سکونت کوچک، ساده و اغلب کثیف

عبارات و ترکیب‌ها

hovelled away

به دور رفت

hovelled inside

داخل پناهگاه

hovelled together

در کنار هم پناه گرفتند

hovelled down

به سمت پناهگاه رفت

hovelled up

به سمت بالا پناه گرفت

hovelled close

نزدیک پناهگاه

hovelled back

به سمت عقب پناه گرفت

hovelled out

بیرون از پناهگاه

hovelled around

اطراف پناهگاه

hovelled beneath

زیر پناهگاه

جملات نمونه

they hovelled together in the small cabin during the storm.

آنها در طول طوفان در کابین کوچک با هم جمع شدند.

the children hovelled around the fire to keep warm.

کودکان برای گرم ماندن دور آتش جمع شدند.

after the game, the players hovelled in the locker room.

پس از بازی، بازیکنان در اتاق رختکن جمع شدند.

during the meeting, the team hovelled to discuss the project.

در طول جلسه، تیم برای بحث در مورد پروژه جمع شد.

they hovelled under the blanket to escape the cold.

آنها برای فرار از سرما زیر پتو جمع شدند.

the stray cats hovelled together for warmth on the street.

گربه‌های ولگرد برای گرم ماندن در خیابان با هم جمع شدند.

as night fell, the campers hovelled around the campfire.

با تاریک شدن هوا، کمپ‌زن‌ها دور آتش کمپ جمع شدند.

in the small apartment, they hovelled together to save space.

در آپارتمان کوچک، آنها برای صرفه جویی در فضا با هم جمع شدند.

the refugees hovelled in the shelter during the harsh winter.

آوارگان در طول زمستان سخت در پناهگاه جمع شدند.

during the festival, people hovelled to enjoy the fireworks.

در طول جشنواره، مردم برای لذت بردن از آتش‌بازی جمع شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید