| جمع | slummings |
slumming it
تجربه زندگی در فقر
slumming around
گردش در مناطق فقیر
slumming experience
تجربه زندگی در فقر
slumming for fun
گردش در مناطق فقیر برای سرگرمی
slummed badly
به بدترین شکل فقیر شد
slumming lifestyle
سبک زندگی فقیر
slumming vacation
گردش در مناطق فقیر
slumming around town
گردش در مناطق فقیر شهر
slumming together
زندگی مشترک در فقر
slumming out
خروج به مناطق فقیر
they were slumming it in a rundown neighborhood, taking photos for their blog.
آنها در یک ناحیه فرسوده زندگی فقیرانه میکردند و عکسهایی برای وبلاگ خود میگرفتند.
the tourists were slumming, hoping to get a glimpse of authentic city life.
مسافران در زندگی فقیرانه زندگی میکردند و امیدوار بودند که یک نگاهی به زندگی واقعی شهر بینند.
we slummed through the historic district, admiring the architecture.
ما از طریق منطقه تاریخی عبور کردیم و معماری آن را تحسین میکردیم.
she admitted to slumming it last weekend, visiting a local flea market.
او اعتراف کرد که روزهای پایان هفته گذشته در زندگی فقیرانه زندگی کرده و بازار چوپانی محلی را بازدید کرده است.
the documentary showed them slumming in various impoverished areas around the world.
فیلم واقعیتگرایی نشان داد که آنها در مناطق فقیر مختلف در سراسر جهان زندگی فقیرانه میکردند.
he confessed to slumming, just wanting to see a different side of the city.
او اعتراف کرد که در زندگی فقیرانه زندگی میکرد، فقط میخواست یک طرف دیگر شهر را ببیند.
despite their wealth, they occasionally slummed, seeking a more genuine experience.
هر چند ثروتمند بودند، به طور نادر در زندگی فقیرانه زندگی میکردند، به دنبال تجربهای واقعیتر.
the group was slumming, exploring the back alleys and hidden corners.
گروه در زندگی فقیرانه زندگی میکرد، بازدید از طریق مسیرهای پشتی و زوایای پنهان را انجام میداد.
they were slumming, trying street food from a local vendor.
آنها در زندگی فقیرانه زندگی میکردند، غذاهای خیابانی از یک فروشنده محلی را امتحان میکردند.
the artist was slumming for inspiration, observing the daily lives of ordinary people.
هنرمند برای الهامگیری در زندگی فقیرانه زندگی میکرد، زندگی روزمره مردم عادی را مشاهده میکرد.
we ended up slumming after getting lost in the older part of town.
پس از گم شدن در بخش قدیمی شهر، ما در زندگی فقیرانه پایان یافتیم.
slumming it
تجربه زندگی در فقر
slumming around
گردش در مناطق فقیر
slumming experience
تجربه زندگی در فقر
slumming for fun
گردش در مناطق فقیر برای سرگرمی
slummed badly
به بدترین شکل فقیر شد
slumming lifestyle
سبک زندگی فقیر
slumming vacation
گردش در مناطق فقیر
slumming around town
گردش در مناطق فقیر شهر
slumming together
زندگی مشترک در فقر
slumming out
خروج به مناطق فقیر
they were slumming it in a rundown neighborhood, taking photos for their blog.
آنها در یک ناحیه فرسوده زندگی فقیرانه میکردند و عکسهایی برای وبلاگ خود میگرفتند.
the tourists were slumming, hoping to get a glimpse of authentic city life.
مسافران در زندگی فقیرانه زندگی میکردند و امیدوار بودند که یک نگاهی به زندگی واقعی شهر بینند.
we slummed through the historic district, admiring the architecture.
ما از طریق منطقه تاریخی عبور کردیم و معماری آن را تحسین میکردیم.
she admitted to slumming it last weekend, visiting a local flea market.
او اعتراف کرد که روزهای پایان هفته گذشته در زندگی فقیرانه زندگی کرده و بازار چوپانی محلی را بازدید کرده است.
the documentary showed them slumming in various impoverished areas around the world.
فیلم واقعیتگرایی نشان داد که آنها در مناطق فقیر مختلف در سراسر جهان زندگی فقیرانه میکردند.
he confessed to slumming, just wanting to see a different side of the city.
او اعتراف کرد که در زندگی فقیرانه زندگی میکرد، فقط میخواست یک طرف دیگر شهر را ببیند.
despite their wealth, they occasionally slummed, seeking a more genuine experience.
هر چند ثروتمند بودند، به طور نادر در زندگی فقیرانه زندگی میکردند، به دنبال تجربهای واقعیتر.
the group was slumming, exploring the back alleys and hidden corners.
گروه در زندگی فقیرانه زندگی میکرد، بازدید از طریق مسیرهای پشتی و زوایای پنهان را انجام میداد.
they were slumming, trying street food from a local vendor.
آنها در زندگی فقیرانه زندگی میکردند، غذاهای خیابانی از یک فروشنده محلی را امتحان میکردند.
the artist was slumming for inspiration, observing the daily lives of ordinary people.
هنرمند برای الهامگیری در زندگی فقیرانه زندگی میکرد، زندگی روزمره مردم عادی را مشاهده میکرد.
we ended up slumming after getting lost in the older part of town.
پس از گم شدن در بخش قدیمی شهر، ما در زندگی فقیرانه پایان یافتیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید