hrolf

[ایالات متحده]/hɒlf/
[بریتانیا]/hrolf/

ترجمه

n. نام داده شده مذکر
Word Forms
جمعhrolves

عبارات و ترکیب‌ها

hrolf the brave

ه Rolf شجاع

hrolf's journey

سفر ه Rolf

hrolf the wise

ه Rolf خردمند

hrolf's legacy

میراث ه Rolf

hrolf the fierce

ه Rolf خشمگین

hrolf's quest

جستجوی ه Rolf

hrolf the conqueror

ه Rolf فتح کننده

hrolf's sword

شمشیر ه Rolf

hrolf the fearless

ه Rolf بی‌بدیل

hrolf's adventures

ماجراهای ه Rolf

جملات نمونه

hrolf is known for his incredible cooking skills.

ه Rolf به خاطر مهارت‌های آشپزی فوق‌العاده‌اش مشهور است.

many people admire hrolf's dedication to his craft.

بسیاری از مردم از تعهد ه Rolf به هنر خود تحسین می‌کنند.

hrolf often shares his recipes with friends.

ه Rolf اغلب دستور العمل‌های خود را با دوستانش به اشتراک می‌گذارد.

hrolf participated in the cooking competition last year.

ه Rolf سال گذشته در مسابقه آشپزی شرکت کرد.

everyone loves hrolf's signature dish.

همه عاشق غذای امضای ه Rolf هستند.

hrolf plans to open his own restaurant soon.

ه Rolf قصد دارد به زودی رستوران خود را باز کند.

hrolf's culinary skills have impressed many food critics.

مهارت‌های آشپزی ه Rolf منتقدان غذا را تحت تأثیر قرار داده است.

hrolf enjoys experimenting with new flavors.

ه Rolf از آزمایش طعم‌های جدید لذت می‌برد.

hrolf often hosts dinner parties for his friends.

ه Rolf اغلب مهمانی شام برای دوستانش برگزار می‌کند.

hrolf believes that cooking is an art form.

ه Rolf معتقد است که آشپزی یک هنر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید