huck it
پرتابش کن
huck a ride
پرتاب یک سفر
huck your stuff
وسایل خود را پرتاب کن
huck the ball
توپ را پرتاب کن
huck a joke
پرتاب یک شوخی
huck it away
آن را دور پرتاب کن
huck for fun
برای سرگرمی پرتاب کن
huck the trash
زباله را پرتاب کن
huck a party
پرتاب یک مهمانی
huck your dreams
رویاهای خود را پرتاب کن
he tried to huck the old furniture at the garage sale.
او تلاش کرد تا وسایل قدیمی را در حراجی بفروشد.
she decided to huck her old clothes to charity.
او تصمیم گرفت لباسهای قدیمی خود را به خیریه اهدا کند.
they plan to huck their used books online.
آنها قصد دارند کتابهای دست دوم خود را به صورت آنلاین بفروشند.
he loves to huck his homemade crafts at local markets.
او عاشق فروش صنایع دستی خانگی خود در بازارهای محلی است.
she managed to huck a few items before the event ended.
او قبل از پایان رویداد موفق شد چند مورد را بفروشد.
we need to huck these extra supplies to make space.
ما باید این لوازم اضافی را بفروشیم تا فضای بیشتری داشته باشیم.
he always finds a way to huck his unwanted gifts.
او همیشه راهی برای فروش هدایای ناخواسته خود پیدا میکند.
she decided to huck her bicycle after buying a new one.
او پس از خرید دوچرخه جدید تصمیم گرفت دوچرخه قدیمی خود را بفروشد.
they often huck their old electronics at swap meets.
آنها اغلب وسایل الکترونیکی قدیمی خود را در نمایشگاه مبادله میفروشند.
it's time to huck those outdated clothes from your closet.
وقت آن است که آن لباسهای قدیمی را از کمد خود بفروشید.
huck it
پرتابش کن
huck a ride
پرتاب یک سفر
huck your stuff
وسایل خود را پرتاب کن
huck the ball
توپ را پرتاب کن
huck a joke
پرتاب یک شوخی
huck it away
آن را دور پرتاب کن
huck for fun
برای سرگرمی پرتاب کن
huck the trash
زباله را پرتاب کن
huck a party
پرتاب یک مهمانی
huck your dreams
رویاهای خود را پرتاب کن
he tried to huck the old furniture at the garage sale.
او تلاش کرد تا وسایل قدیمی را در حراجی بفروشد.
she decided to huck her old clothes to charity.
او تصمیم گرفت لباسهای قدیمی خود را به خیریه اهدا کند.
they plan to huck their used books online.
آنها قصد دارند کتابهای دست دوم خود را به صورت آنلاین بفروشند.
he loves to huck his homemade crafts at local markets.
او عاشق فروش صنایع دستی خانگی خود در بازارهای محلی است.
she managed to huck a few items before the event ended.
او قبل از پایان رویداد موفق شد چند مورد را بفروشد.
we need to huck these extra supplies to make space.
ما باید این لوازم اضافی را بفروشیم تا فضای بیشتری داشته باشیم.
he always finds a way to huck his unwanted gifts.
او همیشه راهی برای فروش هدایای ناخواسته خود پیدا میکند.
she decided to huck her bicycle after buying a new one.
او پس از خرید دوچرخه جدید تصمیم گرفت دوچرخه قدیمی خود را بفروشد.
they often huck their old electronics at swap meets.
آنها اغلب وسایل الکترونیکی قدیمی خود را در نمایشگاه مبادله میفروشند.
it's time to huck those outdated clothes from your closet.
وقت آن است که آن لباسهای قدیمی را از کمد خود بفروشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید