team huddlers
هم تیمی ها
quick huddlers
هم نشین های سریع
defensive huddlers
هم نشین های دفاعی
strategic huddlers
هم نشین های استراتژیک
offensive huddlers
هم نشین های تهاجمی
focused huddlers
هم نشین های متمرکز
experienced huddlers
هم نشین های باتجربه
youth huddlers
هم نشین های جوان
vocal huddlers
هم نشین های پرحرف
enthusiastic huddlers
هم نشین های پرشور
during the storm, the huddlers sought shelter under the trees.
در طول طوفان، جمع شوندگان در پناه درختان پناه گرفتند.
the huddlers shared stories to keep their spirits up.
جمع شوندگان برای حفظ روحیه خود داستانهایی با هم به اشتراک گذاشتند.
as the temperature dropped, the huddlers moved closer together.
با کاهش دما، جمع شوندگان به یکدیگر نزدیکتر شدند.
the coach encouraged the huddlers to work as a team.
مربی تشویق کرد که جمع شوندگان به عنوان یک تیم کار کنند.
huddlers often find comfort in each other's company.
جمع شوندگان اغلب در کنار هم بودن را آرامش بخش می یابند.
the huddlers discussed their strategies for the upcoming game.
جمع شوندگان استراتژی های خود را برای بازی آینده مورد بحث قرار دادند.
in the cold night, the huddlers kept each other warm.
در شب سرد، جمع شوندگان یکدیگر را گرم نگه داشتند.
after the match, the huddlers celebrated their victory together.
پس از مسابقه، جمع شوندگان پیروزی خود را با هم جشن گرفتند.
the huddlers formed a circle to share their plans.
جمع شوندگان برای به اشتراک گذاشتن برنامه های خود دایره ای تشکیل دادند.
huddlers often bond over shared experiences and challenges.
جمع شوندگان اغلب بر اساس تجربیات و چالش های مشترک با یکدیگر پیوند می خورند.
team huddlers
هم تیمی ها
quick huddlers
هم نشین های سریع
defensive huddlers
هم نشین های دفاعی
strategic huddlers
هم نشین های استراتژیک
offensive huddlers
هم نشین های تهاجمی
focused huddlers
هم نشین های متمرکز
experienced huddlers
هم نشین های باتجربه
youth huddlers
هم نشین های جوان
vocal huddlers
هم نشین های پرحرف
enthusiastic huddlers
هم نشین های پرشور
during the storm, the huddlers sought shelter under the trees.
در طول طوفان، جمع شوندگان در پناه درختان پناه گرفتند.
the huddlers shared stories to keep their spirits up.
جمع شوندگان برای حفظ روحیه خود داستانهایی با هم به اشتراک گذاشتند.
as the temperature dropped, the huddlers moved closer together.
با کاهش دما، جمع شوندگان به یکدیگر نزدیکتر شدند.
the coach encouraged the huddlers to work as a team.
مربی تشویق کرد که جمع شوندگان به عنوان یک تیم کار کنند.
huddlers often find comfort in each other's company.
جمع شوندگان اغلب در کنار هم بودن را آرامش بخش می یابند.
the huddlers discussed their strategies for the upcoming game.
جمع شوندگان استراتژی های خود را برای بازی آینده مورد بحث قرار دادند.
in the cold night, the huddlers kept each other warm.
در شب سرد، جمع شوندگان یکدیگر را گرم نگه داشتند.
after the match, the huddlers celebrated their victory together.
پس از مسابقه، جمع شوندگان پیروزی خود را با هم جشن گرفتند.
the huddlers formed a circle to share their plans.
جمع شوندگان برای به اشتراک گذاشتن برنامه های خود دایره ای تشکیل دادند.
huddlers often bond over shared experiences and challenges.
جمع شوندگان اغلب بر اساس تجربیات و چالش های مشترک با یکدیگر پیوند می خورند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید