hugged

[ایالات متحده]/hʌɡd/
[بریتانیا]/hʌɡd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته ی استمراری از بغل کردن؛ به طور نزدیک در آغوش گرفتن؛ داشتن یا نگه داشتن؛ به طور محکم بستن

عبارات و ترکیب‌ها

warmly hugged

در آغوش گرفتن گرم

gently hugged

در آغوش گرفتن ملایم

tightly hugged

در آغوش گرفتن محکم

quickly hugged

در آغوش گرفتن سریع

suddenly hugged

در آغوش گرفتن ناگهانی

happily hugged

در آغوش گرفتن با خوشحالی

softly hugged

در آغوش گرفتن آرام

briefly hugged

در آغوش گرفتن کوتاه

lovingly hugged

در آغوش گرفتن با عشق

playfully hugged

در آغوش گرفتن بازیگوشانه

جملات نمونه

she hugged her friend tightly after not seeing him for years.

او پس از سال‌ها ندیدنش، دوست خود را محکم در آغوش گرفت.

the mother hugged her child to comfort him.

مادر کودک خود را در آغوش گرفت تا او را آرام کند.

he hugged his dog and felt a sense of peace.

او سگ خود را در آغوش گرفت و احساس آرامش کرد.

they hugged each other in celebration of their victory.

آنها در جشن پیروزی خود، یکدیگر را در آغوش گرفتند.

after the long trip, she hugged her family at the airport.

پس از سفر طولانی، او خانواده‌اش را در فرودگاه در آغوش گرفت.

he hugged her gently, making sure she felt loved.

او به آرامی او را در آغوش گرفت و مطمئن شد که احساس دوست داشته شدن می‌کند.

they hugged before saying goodbye at the train station.

آنها قبل از خداحافظی در ایستگاه قطار، یکدیگر را در آغوش گرفتند.

the children hugged their teddy bears tightly at bedtime.

کودکان خرس‌های عرکسی خود را محکم در آغوش گرفتند قبل از خواب.

she hugged the book to her chest, feeling nostalgic.

او کتاب را به سینه‌اش چسباند و احساس نوستالژی کرد.

he hugged his grandmother, grateful for her support.

او مادربزرگ خود را در آغوش گرفت و از حمایت او سپاسگزار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید