| جمع | huggers |
bear hugger
عاشق خرسهها
tree hugger
دوستدار درخت
cuddle hugger
دوستدار بغل کردن
snuggle hugger
عاشق بغل کردن و پنهان شدن
teddy hugger
عاشق خرسهای عروسکی
love hugger
عاشق بغل کردن
friend hugger
دوستدار بغل کردن دوستان
nature hugger
عاشق طبیعت
squeeze hugger
عاشق بغل کردن محکم
happy hugger
شاد و بغل کننده
she is a big hugger and loves to embrace her friends.
او یک بغل کننده بزرگ است و عاشق در آغوش گرفتن دوستانش است.
he calls himself a tree hugger because he cares about the environment.
او خود را دوستدار طبیعت مینامد زیرا به محیط زیست اهمیت میدهد.
as a hugger, i believe in the power of physical touch.
من به عنوان یک بغل کننده، به قدرت لمس فیزیکی اعتقاد دارم.
my dog is a real hugger; he loves to snuggle up to me.
سگ من واقعاً بغل کننده است؛ او عاشق این است که کنار من در آغوش بگیرد.
the hugger culture promotes kindness and affection among people.
فرهنگ بغل کردن، مهربانی و محبت را در بین مردم ترویج میکند.
she’s known as the office hugger, always brightening everyone's day.
او به عنوان بغل کننده دفتر شناخته میشود و همیشه روز همه را بهتر میکند.
being a hugger, he finds comfort in warm embraces.
او به عنوان یک بغل کننده، آرامش را در آغوشهای گرم مییابد.
the festival encourages hugger interactions to spread joy.
این جشنواره از تعاملات بغل کننده برای انتشار شادی تشویق میکند.
she is a self-proclaimed hugger who believes in spreading love.
او یک بغل کننده خودخوان است که به گسترش عشق اعتقاد دارد.
his reputation as a hugger makes him popular at gatherings.
شهرت او به عنوان یک بغل کننده باعث محبوبیت او در جمعها میشود.
bear hugger
عاشق خرسهها
tree hugger
دوستدار درخت
cuddle hugger
دوستدار بغل کردن
snuggle hugger
عاشق بغل کردن و پنهان شدن
teddy hugger
عاشق خرسهای عروسکی
love hugger
عاشق بغل کردن
friend hugger
دوستدار بغل کردن دوستان
nature hugger
عاشق طبیعت
squeeze hugger
عاشق بغل کردن محکم
happy hugger
شاد و بغل کننده
she is a big hugger and loves to embrace her friends.
او یک بغل کننده بزرگ است و عاشق در آغوش گرفتن دوستانش است.
he calls himself a tree hugger because he cares about the environment.
او خود را دوستدار طبیعت مینامد زیرا به محیط زیست اهمیت میدهد.
as a hugger, i believe in the power of physical touch.
من به عنوان یک بغل کننده، به قدرت لمس فیزیکی اعتقاد دارم.
my dog is a real hugger; he loves to snuggle up to me.
سگ من واقعاً بغل کننده است؛ او عاشق این است که کنار من در آغوش بگیرد.
the hugger culture promotes kindness and affection among people.
فرهنگ بغل کردن، مهربانی و محبت را در بین مردم ترویج میکند.
she’s known as the office hugger, always brightening everyone's day.
او به عنوان بغل کننده دفتر شناخته میشود و همیشه روز همه را بهتر میکند.
being a hugger, he finds comfort in warm embraces.
او به عنوان یک بغل کننده، آرامش را در آغوشهای گرم مییابد.
the festival encourages hugger interactions to spread joy.
این جشنواره از تعاملات بغل کننده برای انتشار شادی تشویق میکند.
she is a self-proclaimed hugger who believes in spreading love.
او یک بغل کننده خودخوان است که به گسترش عشق اعتقاد دارد.
his reputation as a hugger makes him popular at gatherings.
شهرت او به عنوان یک بغل کننده باعث محبوبیت او در جمعها میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید