huggings

[ایالات متحده]/'hʌgɪŋ/
[بریتانیا]/'hʌgɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را محکم در آغوش گرفتن; به خود نزدیک نگه داشتن; چیزی را داشتن یا نگه داشتن; به دور چیزی محکم پیچیدن

عبارات و ترکیب‌ها

big hugging

عناق بزرگ

group hugging

عناق گروهی

warm hugging

عناق گرم

gentle hugging

عناق ملایم

friendly hugging

عناق دوستانه

tight hugging

عناق محکم

long hugging

عناق طولانی

quick hugging

عناق سریع

surprise hugging

عناق غافلگیرانه

playful hugging

عناق بازیگوشانه

جملات نمونه

hugging a friend can lift your spirits.

ابزار حسی دوستانه می تواند روحیه شما را بالا ببرد.

she is hugging her teddy bear tightly.

او خرس عرکسی خود را محکم در آغوش گرفته است.

hugging helps to reduce stress.

در آغوش گرفتن به کاهش استرس کمک می کند.

they were hugging each other joyfully.

آنها با خوشحالی یکدیگر را در آغوش گرفتند.

he enjoys hugging his dog every morning.

او از در آغوش گرفتن سگش هر روز صبح لذت می برد.

hugging is a great way to show affection.

در آغوش گرفتن راهی عالی برای نشان دادن محبت است.

after the long trip, hugging felt so comforting.

بعد از سفر طولانی، در آغوش گرفتن بسیار دلپذیر بود.

they were hugging under the beautiful sunset.

آنها زیر غروب خورشید زیبا در آغوش یکدیگر بودند.

hugging your loved ones can create lasting memories.

در آغوش گرفتن عزیزان شما می تواند خاطرات ماندگار ایجاد کند.

she gave him a warm hug after the news.

او بعد از شنیدن خبر، یک آغوش گرم به او داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید