humidified

[ایالات متحده]/hjuːˈmɪdɪfaɪd/
[بریتانیا]/hjuːˈmɪdɪfaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را مرطوب یا نمناک کرد

عبارات و ترکیب‌ها

humidified air

هوا مرطوب

humidified environment

محیط مرطوب

humidified room

اتاق مرطوب

humidified space

فضای مرطوب

humidified atmosphere

جو مرطوب

humidified airspace

فضای هوایی مرطوب

humidified conditions

شرایط مرطوب

humidified settings

تنظیمات مرطوب

humidified system

سیستم مرطوب

humidified zone

منطقه مرطوب

جملات نمونه

the air was humidified to create a comfortable environment.

هوا برای ایجاد محیطی راحت رطوبت‌رسانی شد.

we humidified the room to help the plants thrive.

ما اتاق را رطوبت‌رسانی کردیم تا به رشد گیاهان کمک کنیم.

the humidified air helped alleviate her dry skin.

هوای رطوبت‌رسانی به تسکین پوست خشک او کمک کرد.

they humidified the storage area to preserve the artwork.

آنها فضای ذخیره سازی را رطوبت‌رسانی کردند تا از آثار هنری محافظت کنند.

humidified air is essential for maintaining indoor plants.

هوای رطوبت‌رسانی برای حفظ گیاهان داخل خانه ضروری است.

the machine humidified the air automatically.

دستگاه به طور خودکار هوا را رطوبت‌رسانی کرد.

she preferred humidified conditions for her breathing exercises.

او شرایط رطوبت‌رسانی را برای تمرینات تنفسی خود ترجیح می‌داد.

after the room was humidified, the discomfort decreased.

پس از رطوبت‌رسانی اتاق، ناراحتی کاهش یافت.

the humidified atmosphere was refreshing during summer.

فضای هوای رطوبت‌رسانی در تابستان دلپذیر بود.

he bought a device that humidified the air in his office.

او دستگاهی خرید که هوا را در دفتر کارش رطوبت‌رسانی می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید