hummock

[ایالات متحده]/'hʌmək/
[بریتانیا]/'hʌmək/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تپه; تپه کوچک; تپه کوچک; تپه یخی.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردhummocks
جمعhummocks

عبارات و ترکیب‌ها

grassy hummock

تپه پوشیده از چمن

moss-covered hummock

تپه پوشیده از خزه‌ها

جملات نمونه

The hikers rested on a grassy hummock.

گردشگران بر روی یک تپه چمن‌دار استراحت کردند.

The hummocks in the field were covered with wildflowers.

تپه‌های چمنزار در مزرعه با گل‌های وحشی پوشیده شده بودند.

The children enjoyed playing hide and seek among the hummocks.

کودکان از بازی قایم‌موش در میان تپه‌ها لذت بردند.

The hummocks provided a perfect vantage point for bird watching.

تپه‌ها یک نقطه دید عالی برای تماشای پرندگان فراهم کردند.

The hummocks along the coast were shaped by the wind and waves.

تپه‌های ساحلی توسط باد و امواج شکل گرفته بودند.

The animals sought shelter among the hummocks during the storm.

حیوانات در طول طوفان در میان تپه‌ها پناه گرفتند.

The hummocks were covered in a blanket of snow during the winter.

تپه‌ها در زمستان با برف پوشیده شده بودند.

The researchers studied the plant life growing on the hummocks.

محققان حیات گیاهی در حال رشد بر روی تپه‌ها را مطالعه کردند.

The hummocks provided a natural barrier against the strong winds.

تپه‌ها یک مانع طبیعی در برابر بادهای شدید فراهم کردند.

The hummocks in the marshland were home to various species of birds.

تپه‌های حاشیه مرداب زیستگاه گونه‌های مختلف پرندگان بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید