hunkered down
نشسته و فرو رفته
hunkered over
خمیده روی
hunkered close
نزدیک و فرو رفته
hunkered low
پایین و فرو رفته
hunkered together
با هم فرو رفته
hunkered down tight
سفت و فرو رفته
hunkered in
داخل فرو رفته
hunkered back
خمیده به عقب
hunkered against
در برابر فرو رفته
hunkered up
آماده و فرو رفته
during the storm, we hunkered down in the basement.
در طول طوفان، ما در زیرزمین پناه گرفتیم.
the soldiers hunkered behind the wall for cover.
سربازان برای محافظت پشت دیوار پناه گرفتند.
as the wind howled, they hunkered together for warmth.
همانطور که باد زوزه می کشید، آنها برای گرم ماندن دور هم پناه گرفتند.
we hunkered down with our books during the long flight.
ما در طول پرواز طولانی با کتاب های خود پناه گرفتیم.
in the face of danger, she hunkered down and stayed calm.
در برابر خطر، او پناه گرفت و آرامش خود را حفظ کرد.
the children hunkered in their fort made of blankets.
کودکان در قلعه ای که از پتوها درست شده بود پناه گرفتند.
they hunkered down to discuss their strategy for the game.
آنها برای بحث در مورد استراتژی خود برای بازی پناه گرفتند.
as the rain poured, we hunkered under the awning.
همانطور که باران می بارید، ما زیر سایبان پناه گرفتیم.
the dog hunkered down in its bed during the thunderstorm.
سگ در طول طوفان در تخت خود پناه گرفت.
they hunkered down to avoid being seen by the enemy.
آنها برای جلوگیری از دیده شدن توسط دشمن پناه گرفتند.
hunkered down
نشسته و فرو رفته
hunkered over
خمیده روی
hunkered close
نزدیک و فرو رفته
hunkered low
پایین و فرو رفته
hunkered together
با هم فرو رفته
hunkered down tight
سفت و فرو رفته
hunkered in
داخل فرو رفته
hunkered back
خمیده به عقب
hunkered against
در برابر فرو رفته
hunkered up
آماده و فرو رفته
during the storm, we hunkered down in the basement.
در طول طوفان، ما در زیرزمین پناه گرفتیم.
the soldiers hunkered behind the wall for cover.
سربازان برای محافظت پشت دیوار پناه گرفتند.
as the wind howled, they hunkered together for warmth.
همانطور که باد زوزه می کشید، آنها برای گرم ماندن دور هم پناه گرفتند.
we hunkered down with our books during the long flight.
ما در طول پرواز طولانی با کتاب های خود پناه گرفتیم.
in the face of danger, she hunkered down and stayed calm.
در برابر خطر، او پناه گرفت و آرامش خود را حفظ کرد.
the children hunkered in their fort made of blankets.
کودکان در قلعه ای که از پتوها درست شده بود پناه گرفتند.
they hunkered down to discuss their strategy for the game.
آنها برای بحث در مورد استراتژی خود برای بازی پناه گرفتند.
as the rain poured, we hunkered under the awning.
همانطور که باران می بارید، ما زیر سایبان پناه گرفتیم.
the dog hunkered down in its bed during the thunderstorm.
سگ در طول طوفان در تخت خود پناه گرفت.
they hunkered down to avoid being seen by the enemy.
آنها برای جلوگیری از دیده شدن توسط دشمن پناه گرفتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید