hunkered

[ایالات متحده]/ˈhʌŋkəd/
[بریتانیا]/ˈhʌŋkərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به حالت نشسته در آمدن

عبارات و ترکیب‌ها

hunkered down

نشسته و فرو رفته

hunkered over

خمیده روی

hunkered close

نزدیک و فرو رفته

hunkered low

پایین و فرو رفته

hunkered together

با هم فرو رفته

hunkered down tight

سفت و فرو رفته

hunkered in

داخل فرو رفته

hunkered back

خمیده به عقب

hunkered against

در برابر فرو رفته

hunkered up

آماده و فرو رفته

جملات نمونه

during the storm, we hunkered down in the basement.

در طول طوفان، ما در زیرزمین پناه گرفتیم.

the soldiers hunkered behind the wall for cover.

سربازان برای محافظت پشت دیوار پناه گرفتند.

as the wind howled, they hunkered together for warmth.

همانطور که باد زوزه می کشید، آنها برای گرم ماندن دور هم پناه گرفتند.

we hunkered down with our books during the long flight.

ما در طول پرواز طولانی با کتاب های خود پناه گرفتیم.

in the face of danger, she hunkered down and stayed calm.

در برابر خطر، او پناه گرفت و آرامش خود را حفظ کرد.

the children hunkered in their fort made of blankets.

کودکان در قلعه ای که از پتوها درست شده بود پناه گرفتند.

they hunkered down to discuss their strategy for the game.

آنها برای بحث در مورد استراتژی خود برای بازی پناه گرفتند.

as the rain poured, we hunkered under the awning.

همانطور که باران می بارید، ما زیر سایبان پناه گرفتیم.

the dog hunkered down in its bed during the thunderstorm.

سگ در طول طوفان در تخت خود پناه گرفت.

they hunkered down to avoid being seen by the enemy.

آنها برای جلوگیری از دیده شدن توسط دشمن پناه گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید