hurdler

[ایالات متحده]/'hɝdlɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ورزشکار که در مسابقات مانع‌زنی رقابت می‌کند، سازنده مانع‌ها.
Word Forms
جمعhurdlers

جملات نمونه

The hurdler cleared the obstacle effortlessly.

رکورددار به راحتی از مانع عبور کرد.

She is a talented hurdler with great speed and agility.

او یک رکورددار با استعداد با سرعت و چابکی زیاد است.

The hurdler stumbled but managed to regain her balance quickly.

رکورددار زمین خورد اما به سرعت توانست تعادل خود را حفظ کند.

He is training to become a professional hurdler.

او در حال تمرین برای تبدیل شدن به یک رکورددار حرفه ای است.

The hurdler's technique and form are impeccable.

تکنیک و فرم رکورددار بی‌نقص است.

The hurdler gracefully leaped over each hurdle.

رکورددار به طور ظریف از روی هر مانع پرید.

The hurdler's determination and focus are admirable.

عزیمت و تمرکز رکورددار قابل تحسین است.

The hurdler's coach praised her for her dedication and hard work.

مربی رکورددار او را به خاطر تعهد و تلاش سختش تحسین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید