hurdlings

[ایالات متحده]/ˈhɜːd.lɪŋz/
[بریتانیا]/ˈhɜrd.lɪŋz/

ترجمه

n. عمل شرکت در مسابقه موانع
v. شکل حال استمراری از hurdle، به معنای پریدن بر موانع

عبارات و ترکیب‌ها

overcoming hurdlings

غَلبه بر موانع

facing hurdlings

مواجهه با موانع

navigating hurdlings

عبور از موانع

addressing hurdlings

رسیدگی به موانع

tackling hurdlings

مقابله با موانع

conquering hurdlings

فتح موانع

anticipating hurdlings

پیش‌بینی موانع

recognizing hurdlings

تشخیص موانع

overcoming life hurdlings

غَلبه بر موانع زندگی

embracing hurdlings

پذیرش موانع

جملات نمونه

she faced many hurdlings in her career.

او با موانع متعددی در حرفه خود روبرو شد.

overcoming hurdlings is part of personal growth.

غلبه بر موانع بخشی از رشد شخصی است.

he learned to navigate the hurdlings of life.

او یاد گرفت که چگونه با موانع زندگی کنار بیاید.

they encountered several hurdlings during their project.

آنها در طول پروژه خود با چندین مانع روبرو شدند.

her determination helped her overcome the hurdlings.

عزیمت او به او کمک کرد تا بر موانع غلبه کند.

many hurdlings can be avoided with proper planning.

بسیاری از موانع را می‌توان با برنامه‌ریزی مناسب اجتناب کرد.

he is skilled at finding solutions to hurdlings.

او در یافتن راه حل برای موانع مهارت دارد.

they discussed the hurdlings facing the team.

آنها در مورد موانعی که تیم با آن روبرو بود بحث کردند.

facing hurdlings can build resilience.

مواجهه با موانع می‌تواند باعث افزایش تاب‌آوری شود.

she turned her hurdlings into opportunities for learning.

او موانع خود را به فرصت‌هایی برای یادگیری تبدیل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید