hustles

[ایالات متحده]/ˈhʌs.əlz/
[بریتانیا]/ˈhʌs.əlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فعالیت‌ها یا کارهای شلوغ

عبارات و ترکیب‌ها

hustles hard

سعی و تلاش زیاد

hustles daily

روزانه تلاش می‌کند

hustles nonstop

بدون وقفه تلاش می‌کند

hustles smart

به صورت هوشمندانه تلاش می‌کند

hustles together

با هم تلاش می‌کنند

hustles for cash

برای پول تلاش می‌کند

hustles in silence

به صورت پنهانی تلاش می‌کند

hustles to succeed

برای موفقیت تلاش می‌کند

hustles for dreams

برای تحقق رویاها تلاش می‌کند

hustles and grinds

تلاش و پشتکار دارد

جملات نمونه

she hustles every day to make ends meet.

او هر روز برای تامین معاش تلاش می‌کند.

he hustles on the streets selling handmade crafts.

او در خیابان‌ها صنایع دستی دست ساز می‌فروشد و تلاش می‌کند.

in the city, everyone hustles to achieve their dreams.

در شهر، همه برای رسیدن به رویاهایشان تلاش می‌کنند.

she hustles during the day and studies at night.

او در طول روز تلاش می‌کند و شب‌ها درس می‌خواند.

he hustles to find new clients for his business.

او برای یافتن مشتریان جدید برای کسب و کارش تلاش می‌کند.

they hustle to keep up with the fast-paced market.

آنها برای هماهنگی با بازار پرشتاب تلاش می‌کنند.

the artist hustles to showcase her work in galleries.

هنرمند برای نمایش آثار خود در گالری‌ها تلاش می‌کند.

she hustles between jobs to support her family.

او برای حمایت از خانواده‌اش بین کارها تلاش می‌کند.

he hustles to get his startup off the ground.

او برای راه‌اندازی کسب و کار نویش تلاش می‌کند.

they hustle to finish the project before the deadline.

آنها برای اتمام پروژه قبل از مهلت مقرر تلاش می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید