lazies

[ایالات متحده]/[ˈleɪziːz]/
[بریتانیا]/[ˈleɪziːz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افراد تنبل؛ گروهی از افراد تنبل.

عبارات و ترکیب‌ها

for the laziest

برای تنبل‌ترین

among laziest

در میان تنبل‌ها

laziest ever

تنبل‌ترین تا به حال

spoil the laziest

تنبل‌ترین را خراب کنید

treating laziest

در حال درمان تنبل‌ترین

lazy laziest

تنبل‌ترین تنبل

appease laziest

تنبل‌ترین را راضی کنید

جملات نمونه

the office was full of lazy loafers and slackers.

دفتر پر از تنبل‌ها و کسانی بود که کار نمی‌کردند.

she's a lazybones, always avoiding chores.

او یک تنبل است، همیشه از انجام کارهای خانه دوری می‌کند.

don't be a lazy student; study for the exam.

دانشجوی تنبل نباشید؛ برای امتحان درس بخوانید.

he's a lazy dog, preferring to sleep all day.

او یک سگ تنبل است، ترجیح می‌دهد تمام روز بخوابد.

the project deadline is approaching; stop being lazy!

مهلت تحویل پروژه نزدیک است؛ تنبلی نکنید!

we can't afford to be lazy with this important task.

ما نمی‌توانیم در این کار مهم تنبل باشیم.

the team needs to work harder; we can't be lazy.

تیم باید سخت‌تر کار کند؛ ما نمی‌توانیم تنبل باشیم.

she accused him of being lazy and unhelpful.

او او را به تنبلی و بی‌فایده بودن متهم کرد.

he's a lazy manager who delegates everything.

او یک مدیر تنبل است که همه چیز را به دیگران واگذار می‌کند.

the cat is a lazy creature, sleeping in the sun.

گربه یک موجود تنبل است، در آفتاب می‌خوابد.

don't let laziness prevent you from achieving your goals.

اجازه ندهید تنبلی از رسیدن به اهداف شما جلوگیری کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید