hybridised

[ایالات متحده]/'haibri,daiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. هیبرید کردن

نمونه‌های واقعی

When technology is changing in unpredictable ways, and jobs are hybridising, humans need to be able to pick up new skills.

وقتی که فناوری به شیوه‌های غیرقابل پیش‌بینی در حال تغییر است و مشاغل در حال ترکیب هستند، انسان‌ها باید بتوانند مهارت‌های جدید را کسب کنند.

منبع: Dominance: Issue 2

So that with some species, certain abnormal individuals, and in other species all the individuals, can actually be hybridised much more readily than they can be fertilised by pollen from the same individual plant!

به طوری که در برخی از گونه‌ها، افراد غیرطبیعی خاص، و در سایر گونه‌ها، همه افراد می‌توانند به راحتی‌تر از اینکه با گرده از همان گیاه بارور شوند، هیبریدیزه شوند!

منبع: On the Origin of Species

But to make the case sure, he would raise plants from his supposed hybridised seed, and he would find that the seedlings were miserably dwarfed and utterly sterile, and that they behaved in all other respects like ordinary hybrids.

اما برای اطمینان از این موضوع، او گیاهانی را از بذر هیبریدی خود پرورش می‌داد و متوجه می‌شد که نهال‌ها به طرز غم‌انگیزی کوتاه و کاملاً عقیم هستند و در همه جهات دیگر مانند هیبریدهای معمولی رفتار می‌کنند.

منبع: On the Origin of Species

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید