hybridising

[ایالات متحده]/[ˈhaɪbrɪsaɪzɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈhaɪbrɪsaɪzɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ترکیب انواع مختلف ارگانیسم‌ها یا ژن‌ها برای تولید یک هیبرید.
v. (در مورد یک گیاه) تولید هیبریدها.

عبارات و ترکیب‌ها

hybridising species

تولید نسل هیبرید در گونه ها

hybridising techniques

فنون تولید نسل هیبرید

actively hybridising

فعالاً تولید نسل هیبرید

hybridising plants

تولید نسل هیبرید در گیاهان

hybridising process

فرآیند تولید نسل هیبرید

hybridising efforts

تلاش های تولید نسل هیبرید

successfully hybridising

موفقانه تولید نسل هیبرید

routinely hybridising

به طور معمول تولید نسل هیبرید

hybridising research

پژوهش های تولید نسل هیبرید

ongoing hybridising

تولید نسل هیبرید در حال انجام

جملات نمونه

researchers are hybridising roses to create new colors and fragrances.

پژوهشگران گیاهان گل رز را با هم ترکیب می کنند تا رنگ های و عطرهای جدید ایجاد کنند.

the company is hybridising traditional methods with modern technology.

شرکت روش های سنتی را با فناوری های مدرن ترکیب می کند.

we are hybridising different strains of wheat for increased yield.

ما ژنوتیپ های مختلف گندم را با هم ترکیب می کنیم تا عملکرد را افزایش دهیم.

the project involves hybridising organic and inorganic materials.

این پروژه شامل ترکیب مواد آلی و غیر آلی می باشد.

they are hybridising corn to improve its drought resistance.

آنها ذرت را با هم ترکیب می کنند تا مقاومت آن در برابر خشکسالی افزایش یابد.

the goal is to hybridising the best qualities of both species.

هدف ترکیب بهترین ویژگی های هر دو گونه است.

farmers are hybridising livestock to enhance disease resistance.

کشاورزان گوسفندان را با هم ترکیب می کنند تا مقاومت بیماری را افزایش دهند.

the scientist is hybridising genes to study their function.

دانشمند ژن ها را با هم ترکیب می کند تا عملکرد آنها را مطالعه کند.

we are hybridising our marketing strategies to reach a wider audience.

ما استراتژی های بازاریابی خود را با هم ترکیب می کنیم تا به جمع بزرگتری از مخاطبین دست یابیم.

the team is hybridising data from various sources for analysis.

تیم داده ها از منابع مختلف را با هم ترکیب می کند تا تحلیل کند.

the artist is hybridising painting and sculpture techniques.

هنرمند فنون نقاشی و مجسمه سازی را با هم ترکیب می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید