hypnagogic state
حالت مغناطیسهای
hypnagogic imagery
تصویرسازی مغناطیسهای
hypnagogic experience
تجربه مغناطیسهای
hypnagogic sensation
احساس مغناطیسهای
hypnagogic hallucination
توهم مغناطیسهای
hypnagogic statefulness
حالت مغناطیسهای بودن
hypnagogic thoughts
افکار مغناطیسهای
hypnagogic transition
گذار مغناطیسهای
hypnagogic music
موسیقی مغناطیسهای
hypnagogic dreaming
رویای مغناطیسهای
she experienced hypnagogic hallucinations before falling asleep.
او توهمهای مغناطیسي را قبل از به خواب رفتن تجربه کرد.
the hypnagogic state can be quite fascinating for dream researchers.
حالت مغناطیسي میتواند برای محققان خواب بسیار جذاب باشد.
during the hypnagogic phase, i often hear strange sounds.
در طول مرحله مغناطیسي، من اغلب صداهای عجیب میشنوم.
many artists find inspiration in their hypnagogic experiences.
بسیاری از هنرمندان الهام را در تجربیات مغناطیسي خود مییابند.
he wrote down his hypnagogic thoughts as soon as he woke up.
او افکار مغناطیسي خود را بلافاصله پس از بیدار شدن یادداشت کرد.
the hypnagogic state blurs the line between wakefulness and sleep.
حالت مغناطیسي مرز بین هوشیاری و خواب را محو میکند.
some people use hypnagogic imagery for creative visualization.
برخی افراد از تصاویر مغناطیسي برای تجسم خلاقانه استفاده میکنند.
hypnagogic sensations can sometimes lead to sleep paralysis.
احساسات مغناطیسي گاهی اوقات میتواند منجر به فلج خواب شود.
she often writes poetry inspired by her hypnagogic dreams.
او اغلب شعر الهام گرفته از رویاهای مغناطیسي خود مینویسد.
understanding hypnagogic states can help improve sleep quality.
درک حالات مغناطیسي میتواند به بهبود کیفیت خواب کمک کند.
hypnagogic state
حالت مغناطیسهای
hypnagogic imagery
تصویرسازی مغناطیسهای
hypnagogic experience
تجربه مغناطیسهای
hypnagogic sensation
احساس مغناطیسهای
hypnagogic hallucination
توهم مغناطیسهای
hypnagogic statefulness
حالت مغناطیسهای بودن
hypnagogic thoughts
افکار مغناطیسهای
hypnagogic transition
گذار مغناطیسهای
hypnagogic music
موسیقی مغناطیسهای
hypnagogic dreaming
رویای مغناطیسهای
she experienced hypnagogic hallucinations before falling asleep.
او توهمهای مغناطیسي را قبل از به خواب رفتن تجربه کرد.
the hypnagogic state can be quite fascinating for dream researchers.
حالت مغناطیسي میتواند برای محققان خواب بسیار جذاب باشد.
during the hypnagogic phase, i often hear strange sounds.
در طول مرحله مغناطیسي، من اغلب صداهای عجیب میشنوم.
many artists find inspiration in their hypnagogic experiences.
بسیاری از هنرمندان الهام را در تجربیات مغناطیسي خود مییابند.
he wrote down his hypnagogic thoughts as soon as he woke up.
او افکار مغناطیسي خود را بلافاصله پس از بیدار شدن یادداشت کرد.
the hypnagogic state blurs the line between wakefulness and sleep.
حالت مغناطیسي مرز بین هوشیاری و خواب را محو میکند.
some people use hypnagogic imagery for creative visualization.
برخی افراد از تصاویر مغناطیسي برای تجسم خلاقانه استفاده میکنند.
hypnagogic sensations can sometimes lead to sleep paralysis.
احساسات مغناطیسي گاهی اوقات میتواند منجر به فلج خواب شود.
she often writes poetry inspired by her hypnagogic dreams.
او اغلب شعر الهام گرفته از رویاهای مغناطیسي خود مینویسد.
understanding hypnagogic states can help improve sleep quality.
درک حالات مغناطیسي میتواند به بهبود کیفیت خواب کمک کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید