hypocrisies

[ایالات متحده]/hɪˈpɒkrɪsiz/
[بریتانیا]/hɪˈpɑːkrɪsiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل ادعای داشتن استانداردهای اخلاقی یا باورهایی که رفتار خود شخص با آن‌ها مطابقت ندارد

عبارات و ترکیب‌ها

hidden hypocrisies

خودفری‌گي‌های پنهان

social hypocrisies

خودفری‌گي‌های اجتماعی

political hypocrisies

خودفری‌گي‌های سیاسی

moral hypocrisies

خودفری‌گي‌های اخلاقی

personal hypocrisies

خودفری‌گي‌های شخصی

public hypocrisies

خودفری‌گي‌های عمومی

cultural hypocrisies

خودفری‌گي‌های فرهنگی

systemic hypocrisies

خودفری‌گي‌های سیستمی

institutional hypocrisies

خودفری‌گي‌های سازمانی

economic hypocrisies

خودفری‌گي‌های اقتصادی

جملات نمونه

his hypocrisies were finally exposed during the debate.

ریاکاری‌های او سرانجام در طول بحث آشکار شد.

people often criticize the hypocrisies of politicians.

مردم اغلب به ریاکاری‌های سیاستمداران انتقاد می‌کنند.

she confronted him about his hypocrisies in their relationship.

او در رابطه آنها با او در مورد ریاکاری‌هایش روبرو شد.

his hypocrisies made it difficult for others to trust him.

ریاکاری‌های او باعث می‌شد دیگران به سختی به او اعتماد کنند.

many social media users highlight the hypocrisies of influencers.

بسیاری از کاربران رسانه‌های اجتماعی ریاکاری‌های اینفلوئنسرها را برجسته می‌کنند.

she wrote an article about the hypocrisies in the fashion industry.

او مقاله‌ای در مورد ریاکاری‌ها در صنعت مد نوشت.

his constant hypocrisies led to his downfall.

ریاکاری‌های مداوم او منجر به سقوطش شد.

they discussed the hypocrisies of modern society.

آنها در مورد ریاکاری‌های جامعه مدرن بحث کردند.

her hypocrisies were a source of conflict in the group.

ریاکاری‌های او منبع درگیری در گروه بود.

recognizing our own hypocrisies is the first step to change.

تشخیص ریاکاری‌های خودمان اولین قدم برای تغییر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید