iamb

[ایالات متحده]/aɪæm/
[بریتانیا]/aɪæm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پای وزنی که شامل یک هجای ناپ stressed و سپس یک هجای stressed است

عبارات و ترکیب‌ها

iambic meter

وزن آیامبیک

iambic pentameter

پنتا متر آیامبیک

iambic foot

قدم آیامبیک

iambic line

خط آیامبیک

iambic verse

غزل آیامبیک

iambic rhythm

ریتم آیامبیک

iambic structure

ساختار آیامبیک

iambic pattern

الگوی آیامبیک

iambic style

سبک آیامبیک

iambic poem

شعر آیامبیک

جملات نمونه

the poem is written in iambic pentameter.

شعر با وزن مثنوی آمیبی نوشته شده است.

shakespeare often used iambs in his plays.

شکسپیر اغلب از آمیب‌ها در نمایشنامه‌های خود استفاده می‌کرد.

understanding iambic rhythm can enhance your poetry.

درک ریتم آمیبی می‌تواند شعر شما را بهبود بخشد.

the iamb is a fundamental unit of meter.

آمیب یک واحد اساسی از وزن است.

many classic sonnets are composed of iambs.

بسیاری از سونیت‌های کلاسیک از آمیب‌ها تشکیل شده‌اند.

she prefers writing in iambic form for its flow.

او ترجیح می‌دهد به دلیل جریان روان، به شکل آمیبی بنویسد.

his speech had a natural iambic cadence.

سخنرانی او دارای یک آهنگ آمیبی طبیعی بود.

learning about iambs can improve your writing skills.

یادگیری در مورد آمیب‌ها می‌تواند مهارت‌های نوشتاری شما را بهبود بخشد.

she analyzed the use of iambs in contemporary poetry.

او استفاده از آمیب‌ها در شعر معاصر را تجزیه و تحلیل کرد.

the iamb creates a heartbeat-like rhythm in poetry.

آمیب یک ریتم شبیه ضربان قلب در شعر ایجاد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید