ice-creams

[ایالات متحده]/aɪsˈkriːm/
[بریتانیا]/aɪsˈkrim/

ترجمه

adj. مربوط به یا شبیه بستنی؛ سفید مومی یا شیری رنگ.

جملات نمونه

i'm craving a big bowl of ice-cream after this workout.

بعد از این تمرین، هوس یک کاسه بزرگ بستنی دارم.

the kids were thrilled to get ice-cream cones at the park.

کودکان از گرفتن بستنی قیفی در پارک بسیار هیجان‌زده بودند.

we shared a delicious strawberry ice-cream sundae yesterday.

ما دیروز یک ساندای بستنی توت فرنگی خوشمزه با هم تقسیم کردیم.

my favorite ice-cream flavor is mint chocolate chip.

عطر مورد علاقه من بستنی نعناع شکلاتی است.

the ice-cream truck always brings a smile to my face.

ماشین بستنی همیشه لبخند را به لبم می‌آورد.

he dropped his ice-cream on the sidewalk, what a shame!

او بستنی‌اش را روی پیاده‌رو انداخت، چه بدشانسی!

let's get some ice-cream before the movie starts.

قبل از شروع فیلم، بستنی بگیریم.

the ice-cream shop had a long line of customers.

فروشگاه بستنی صف طولانی از مشتریان داشت.

she carefully licked her chocolate ice-cream.

او با دقت بستنی شکلاتی خود را لیسید.

we bought a pint of vanilla ice-cream for dessert.

ما یک پینت بستنی وانیلی برای دسر خریدیم.

the warm weather makes me want ice-cream all the time.

هوای گرم باعث می‌شود تمام روز هوس بستنی کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید