| جمع | ideators |
creative ideator
ایدهپرداز خلاق
lead ideator
ایدهپرداز رهبر
ideator role
نقش ایدهپرداز
being an ideator
بودن یک ایدهپرداز
ideator's vision
دیدگاه ایدهپرداز
future ideator
ایدهپرداز آینده
the ideator
ایدهپرداز
ideator team
تیم ایدهپردازان
ideator profile
پروفایل ایدهپرداز
the ideator generated several innovative product concepts.
ایدهپرداز چندین مفهوم نوآورانه محصول ایجاد کرد.
we need an ideator to brainstorm new marketing strategies.
ما نیاز به یک ایدهپرداز داریم تا استراتژیهای بازاریابی جدیدی را ایجاد کند.
she's a brilliant ideator with a knack for problem-solving.
او یک ایدهپرداز برجسته است که در حل مسائل مهارت دارد.
the team sought an ideator to revitalize their brand image.
تیم به دنبال یک ایدهپرداز بود تا تصویر برند خود را تجدید کند.
he's a natural ideator, always coming up with fresh ideas.
او یک ایدهپرداز طبیعی است که همیشه ایدههای جدیدی ارائه میدهد.
the company hired an ideator to lead the innovation team.
شرکت یک ایدهپرداز را استخدام کرد تا تیم نوآوری را رهبری کند.
the ideator's role is to foster creative thinking within the group.
وظیفه ایدهپرداز تشویق فکر کردن خلاقانه درون گروه است.
we value an ideator who can think outside the box.
ما ارزش یک ایدهپرداز میدهیم که بتواند خارج از چارچوب فکر کند.
the ideator facilitated a productive brainstorming session.
ایدهپرداز یک جلسه ایجاد ایدههای مفید را تسهیل کرد.
the ideator's unique perspective proved invaluable to the project.
نگاه منحصر به فرد ایدهپرداز به پروژه بسیار مفید بود.
we are looking for an experienced ideator to join our team.
ما به دنبال یک ایدهپرداز با تجربه هستیم تا به تیم ما بپیوندد.
creative ideator
ایدهپرداز خلاق
lead ideator
ایدهپرداز رهبر
ideator role
نقش ایدهپرداز
being an ideator
بودن یک ایدهپرداز
ideator's vision
دیدگاه ایدهپرداز
future ideator
ایدهپرداز آینده
the ideator
ایدهپرداز
ideator team
تیم ایدهپردازان
ideator profile
پروفایل ایدهپرداز
the ideator generated several innovative product concepts.
ایدهپرداز چندین مفهوم نوآورانه محصول ایجاد کرد.
we need an ideator to brainstorm new marketing strategies.
ما نیاز به یک ایدهپرداز داریم تا استراتژیهای بازاریابی جدیدی را ایجاد کند.
she's a brilliant ideator with a knack for problem-solving.
او یک ایدهپرداز برجسته است که در حل مسائل مهارت دارد.
the team sought an ideator to revitalize their brand image.
تیم به دنبال یک ایدهپرداز بود تا تصویر برند خود را تجدید کند.
he's a natural ideator, always coming up with fresh ideas.
او یک ایدهپرداز طبیعی است که همیشه ایدههای جدیدی ارائه میدهد.
the company hired an ideator to lead the innovation team.
شرکت یک ایدهپرداز را استخدام کرد تا تیم نوآوری را رهبری کند.
the ideator's role is to foster creative thinking within the group.
وظیفه ایدهپرداز تشویق فکر کردن خلاقانه درون گروه است.
we value an ideator who can think outside the box.
ما ارزش یک ایدهپرداز میدهیم که بتواند خارج از چارچوب فکر کند.
the ideator facilitated a productive brainstorming session.
ایدهپرداز یک جلسه ایجاد ایدههای مفید را تسهیل کرد.
the ideator's unique perspective proved invaluable to the project.
نگاه منحصر به فرد ایدهپرداز به پروژه بسیار مفید بود.
we are looking for an experienced ideator to join our team.
ما به دنبال یک ایدهپرداز با تجربه هستیم تا به تیم ما بپیوندد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید