idiotically simple
به طرز احمقانه ساده
idiotically funny
به طرز احمقانه خندهدار
idiotically wrong
به طرز احمقانه نادرست
idiotically easy
به طرز احمقانه آسان
idiotically loud
به طرز احمقانه بلند
idiotically brave
به طرز احمقانه شجاع
idiotically naive
به طرز احمقانه سادهلوح
idiotically optimistic
به طرز احمقانه خوشبین
idiotically serious
به طرز احمقانه جدی
idiotically reckless
به طرز احمقانه بیپروا
he acted idiotically during the meeting.
او در طول جلسه به طرز احمقانه ای رفتار کرد.
she spent her money idiotically on unnecessary things.
او پول خود را به طرز احمقانه ای روی چیزهای غیرضروری خرج کرد.
they argued idiotically over trivial matters.
آنها به طرز احمقانه ای در مورد مسائل جزئی بحث کردند.
he drove idiotically, putting everyone at risk.
او به طرز احمقانه ای رانندگی کرد و همه را در معرض خطر قرار داد.
she laughed idiotically at the wrong time.
او در زمان نامناسب به طرز احمقانه ای خندید.
they made decisions idiotically without thinking.
آنها بدون فکر کردن به طرز احمقانه ای تصمیم گرفتند.
he responded idiotically to the criticism.
او به طرز احمقانه ای به انتقاد پاسخ داد.
she dressed idiotically for the formal event.
او برای رویداد رسمی به طرز احمقانه ای لباس پوشید.
they planned the trip idiotically without checking the weather.
آنها بدون بررسی هوا، سفر را به طرز احمقانه ای برنامه ریزی کردند.
he spoke idiotically about a subject he knew nothing about.
او در مورد موضوعی که هیچ چیز در مورد آن نمی دانست، به طرز احمقانه ای صحبت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید