idiotically

[ایالات متحده]/ˌɪdɪˈɒtɪkli/
[بریتانیا]/ˌɪdiˈɑːtɪkli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طریقی که عدم هوش را نشان می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

idiotically simple

به طرز احمقانه ساده

idiotically funny

به طرز احمقانه خنده‌دار

idiotically wrong

به طرز احمقانه نادرست

idiotically easy

به طرز احمقانه آسان

idiotically loud

به طرز احمقانه بلند

idiotically brave

به طرز احمقانه شجاع

idiotically naive

به طرز احمقانه ساده‌لوح

idiotically optimistic

به طرز احمقانه خوشبین

idiotically serious

به طرز احمقانه جدی

idiotically reckless

به طرز احمقانه بی‌پروا

جملات نمونه

he acted idiotically during the meeting.

او در طول جلسه به طرز احمقانه ای رفتار کرد.

she spent her money idiotically on unnecessary things.

او پول خود را به طرز احمقانه ای روی چیزهای غیرضروری خرج کرد.

they argued idiotically over trivial matters.

آنها به طرز احمقانه ای در مورد مسائل جزئی بحث کردند.

he drove idiotically, putting everyone at risk.

او به طرز احمقانه ای رانندگی کرد و همه را در معرض خطر قرار داد.

she laughed idiotically at the wrong time.

او در زمان نامناسب به طرز احمقانه ای خندید.

they made decisions idiotically without thinking.

آنها بدون فکر کردن به طرز احمقانه ای تصمیم گرفتند.

he responded idiotically to the criticism.

او به طرز احمقانه ای به انتقاد پاسخ داد.

she dressed idiotically for the formal event.

او برای رویداد رسمی به طرز احمقانه ای لباس پوشید.

they planned the trip idiotically without checking the weather.

آنها بدون بررسی هوا، سفر را به طرز احمقانه ای برنامه ریزی کردند.

he spoke idiotically about a subject he knew nothing about.

او در مورد موضوعی که هیچ چیز در مورد آن نمی دانست، به طرز احمقانه ای صحبت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید