imbursement

[ایالات متحده]/ɪmˈbɜːrsmənt/
[بریتانیا]/ɪmˈbɜːrsmənt/

ترجمه

n. عمل بازپرداخت پول دریافتی؛ مقدار پولی که بازپرداخت می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

expense reimbursement

جبران هزینه

travel reimbursement

جبران هزینه‌های سفر

medical reimbursement

جبران هزینه‌های پزشکی

full reimbursement

جبران کامل

partial reimbursement

جبران جزئی

quick reimbursement

جبران سریع

prompt reimbursement

جبران فوری

reimbursement request

درخواست جبران

reimbursement policy

سیاست جبران

reimbursement form

فرم جبران

جملات نمونه

the reimbursement process can be quite lengthy.

فرآیند بازپرداخت می‌تواند بسیار طولانی باشد.

she submitted her reimbursement request last week.

او درخواست بازپرداخت خود را هفته گذشته ارسال کرد.

he received full reimbursement for his travel expenses.

او به طور کامل هزینه های سفر خود را بازپرداخت کرد.

the company has a strict policy on reimbursement.

شرکت یک سیاست سختگیرانه در مورد بازپرداخت دارد.

make sure to keep all receipts for reimbursement.

مطمئن شوید تمام رسیدها را برای بازپرداخت نگه دارید.

reimbursement can take up to two weeks to process.

بازپرداخت ممکن است تا دو هفته طول بکشد تا پردازش شود.

he was thrilled to get his reimbursement approved.

او از تایید درخواست بازپرداخت خود بسیار خوشحال شد.

documentation is essential for reimbursement claims.

مستندات برای درخواست های بازپرداخت ضروری است.

they offer quick reimbursement for medical expenses.

آنها بازپرداخت سریع برای هزینه های پزشکی ارائه می دهند.

the reimbursement form must be filled out correctly.

فرم بازپرداخت باید به درستی پر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید