immaterially

[ایالات متحده]/ˌɪməˈtɪəriəli/
[بریتانیا]/ˌɪməˈtɪriəli/

ترجمه

adv. به روشی بی‌اهمیت یا نامربوط؛ به روشی غیرمادی یا غیرقابل لمس؛ به‌صورت فیزیکی نبودن؛ به روشی غیرمهم؛ بدون اثر عملی واقعی

عبارات و ترکیب‌ها

immaterially small

بسیار ناچیز

immaterially different

بسیار متفاوت

immaterially changed

بسیار تغییر یافته

immaterially affected

بسیار تحت تاثیر قرار گرفته

immaterially altered

بسیار تغییر داده شده

immaterially off

بسیار نامناسب

جملات نمونه

the late delivery affected our schedule, but the cost increased only immaterially.

تاخیر در تحویل برنامه ما را تحت تاثیر قرار داد، اما هزینه تنها به میزان ناچیز افزایش یافت.

after the update, performance improved, while memory usage rose immaterially.

پس از به‌روزرسانی، عملکرد بهبود یافت، در حالی که مصرف حافظه به میزان ناچیز افزایش یافت.

the policy changed immaterially, so employees kept the same benefits.

سیاست به میزان ناچیز تغییر کرد، بنابراین کارمندان همان مزایا را حفظ کردند.

his responsibilities shifted immaterially, and his title stayed the same.

مسئولیت‌های او به میزان ناچیز تغییر کرد و عنوان او بدون تغییر باقی ماند.

the interest rate moved immaterially, leaving monthly payments nearly unchanged.

نرخ بهره به میزان ناچیز تغییر کرد و پرداخت‌های ماهانه تقریباً بدون تغییر باقی ماند.

the court found the error immaterially misleading and dismissed the claim.

دادگاه این اشتباه را به میزان ناچیز گمراه کننده تشخیص داد و ادعا را رد کرد.

traffic was heavier than usual, but travel time increased immaterially.

ترافیک از معمول سنگین‌تر بود، اما زمان سفر به میزان ناچیز افزایش یافت.

the final agreement differed immaterially from the draft we reviewed.

توافقنامه نهایی به میزان ناچیز با پیش‌نویسی که بررسی کردیم متفاوت بود.

she adjusted the budget immaterially to cover a minor expense.

او بودجه را به میزان ناچیز تنظیم کرد تا هزینه جزئی را پوشش دهد.

the new packaging changed immaterially, but the brand remained instantly recognizable.

بسته‌بندی جدید به میزان ناچیز تغییر کرد، اما برند همچنان به راحتی قابل تشخیص بود.

our risk profile shifted immaterially after we diversified the portfolio.

پروفایل ریسک ما پس از متنوع‌سازی سبد دارایی‌ها به میزان ناچیز تغییر کرد.

the temperature dropped immaterially overnight, so the roads stayed clear.

دما در طول شب به میزان ناچیز کاهش یافت، بنابراین جاده‌ها باز باقی ماندند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید