immolating oneself
خودسوزی
immolating in protest
خودسوزی به نشانه اعتراض
immolating for freedom
خودسوزی برای آزادی
immolating in silence
خودسوزی در سکوت
immolating in despair
خودسوزی در ناامیدی
immolating for justice
خودسوزی برای عدالت
immolating in defiance
خودسوزی به عنوان نافذاری
immolating for change
خودسوزی برای تغییر
immolating in anger
خودسوزی در خشم
immolating for peace
خودسوزی برای صلح
the protesters were immolating themselves to draw attention to their cause.
تظاهرکنندگان برای جلب توجه به هدف خود اقدام به خودسوزی کردند.
he spoke about the dangers of immolating one's beliefs in the name of passion.
او در مورد خطرات خودسوزی به نام عشق و شور صحبت کرد.
in history, many have chosen to protest by immolating themselves.
در طول تاریخ، بسیاری از افراد برای اعتراض به خودسوزی متوسل شده اند.
immolating for a cause can be seen as a last resort.
خودسوزی برای یک هدف می تواند به عنوان آخرین راه حل دیده شود.
she described the act of immolating as both tragic and powerful.
او این عمل خودسوزی را هم تراژیک و هم قدرتمند توصیف کرد.
the media covered the story of the man immolating in protest.
رسانه ها داستان مردی که به نشانه اعتراض خودسوزی کرد را پوشش دادند.
immolating oneself is often a desperate cry for help.
خودسوزی اغلب فریاد ناامیدانه ای برای کمک است.
some view immolating as a form of martyrdom.
برخی آن را به عنوان نوعی شهادت می بینند.
immolating for freedom has been a theme in various movements.
خودسوزی برای آزادی در جنبش های مختلف موضوعی بوده است.
the act of immolating raises many ethical questions.
این عمل خودسوزی سوالات اخلاقی زیادی را مطرح می کند.
immolating oneself
خودسوزی
immolating in protest
خودسوزی به نشانه اعتراض
immolating for freedom
خودسوزی برای آزادی
immolating in silence
خودسوزی در سکوت
immolating in despair
خودسوزی در ناامیدی
immolating for justice
خودسوزی برای عدالت
immolating in defiance
خودسوزی به عنوان نافذاری
immolating for change
خودسوزی برای تغییر
immolating in anger
خودسوزی در خشم
immolating for peace
خودسوزی برای صلح
the protesters were immolating themselves to draw attention to their cause.
تظاهرکنندگان برای جلب توجه به هدف خود اقدام به خودسوزی کردند.
he spoke about the dangers of immolating one's beliefs in the name of passion.
او در مورد خطرات خودسوزی به نام عشق و شور صحبت کرد.
in history, many have chosen to protest by immolating themselves.
در طول تاریخ، بسیاری از افراد برای اعتراض به خودسوزی متوسل شده اند.
immolating for a cause can be seen as a last resort.
خودسوزی برای یک هدف می تواند به عنوان آخرین راه حل دیده شود.
she described the act of immolating as both tragic and powerful.
او این عمل خودسوزی را هم تراژیک و هم قدرتمند توصیف کرد.
the media covered the story of the man immolating in protest.
رسانه ها داستان مردی که به نشانه اعتراض خودسوزی کرد را پوشش دادند.
immolating oneself is often a desperate cry for help.
خودسوزی اغلب فریاد ناامیدانه ای برای کمک است.
some view immolating as a form of martyrdom.
برخی آن را به عنوان نوعی شهادت می بینند.
immolating for freedom has been a theme in various movements.
خودسوزی برای آزادی در جنبش های مختلف موضوعی بوده است.
the act of immolating raises many ethical questions.
این عمل خودسوزی سوالات اخلاقی زیادی را مطرح می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید