immolating

[ایالات متحده]/ˈɪməleɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɪməˌleɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. قربانی دادن (به عنوان یک قربانی)

عبارات و ترکیب‌ها

immolating oneself

خودسوزی

immolating in protest

خودسوزی به نشانه اعتراض

immolating for freedom

خودسوزی برای آزادی

immolating in silence

خودسوزی در سکوت

immolating in despair

خودسوزی در ناامیدی

immolating for justice

خودسوزی برای عدالت

immolating in defiance

خودسوزی به عنوان نافذاری

immolating for change

خودسوزی برای تغییر

immolating in anger

خودسوزی در خشم

immolating for peace

خودسوزی برای صلح

جملات نمونه

the protesters were immolating themselves to draw attention to their cause.

تظاهرکنندگان برای جلب توجه به هدف خود اقدام به خودسوزی کردند.

he spoke about the dangers of immolating one's beliefs in the name of passion.

او در مورد خطرات خودسوزی به نام عشق و شور صحبت کرد.

in history, many have chosen to protest by immolating themselves.

در طول تاریخ، بسیاری از افراد برای اعتراض به خودسوزی متوسل شده اند.

immolating for a cause can be seen as a last resort.

خودسوزی برای یک هدف می تواند به عنوان آخرین راه حل دیده شود.

she described the act of immolating as both tragic and powerful.

او این عمل خودسوزی را هم تراژیک و هم قدرتمند توصیف کرد.

the media covered the story of the man immolating in protest.

رسانه ها داستان مردی که به نشانه اعتراض خودسوزی کرد را پوشش دادند.

immolating oneself is often a desperate cry for help.

خودسوزی اغلب فریاد ناامیدانه ای برای کمک است.

some view immolating as a form of martyrdom.

برخی آن را به عنوان نوعی شهادت می بینند.

immolating for freedom has been a theme in various movements.

خودسوزی برای آزادی در جنبش های مختلف موضوعی بوده است.

the act of immolating raises many ethical questions.

این عمل خودسوزی سوالات اخلاقی زیادی را مطرح می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید