immoralism

[ایالات متحده]/ɪˈmɒrəlɪzəm/
[بریتانیا]/ɪˈmɔːrəlɪzəm/

ترجمه

n. بی‌اعتنایی به اخلاق سنتی؛ مخالفت با اصول اخلاقی

عبارات و ترکیب‌ها

moral versus immoralism

فضیلت در برابر خودشیفتگی

critique of immoralism

انتقاد از خودشیفتگی

embrace of immoralism

پذیرش خودشیفتگی

immoralism in society

خودشیفتگی در جامعه

defense of immoralism

دفاع از خودشیفتگی

immoralism and ethics

خودشیفتگی و اخلاق

impact of immoralism

تاثیر خودشیفتگی

debate on immoralism

بحث در مورد خودشیفتگی

theory of immoralism

نظریه خودشیفتگی

immoralism in literature

خودشیفتگی در ادبیات

جملات نمونه

his views on immoralism often spark heated debates.

دیدگاه‌های او در مورد بی‌اخلاقی اغلب باعث بحث‌های داغ می‌شود.

many philosophers have criticized the concept of immoralism.

بسیاری از فیلسوفان مفهوم بی‌اخلاقی را مورد انتقاد قرار داده‌اند.

immoralism can lead to a breakdown of societal norms.

بی‌اخلاقی می‌تواند منجر به فروپاشی هنجارهای اجتماعی شود.

some argue that immoralism is a natural human inclination.

برخی استدلال می‌کنند که بی‌اخلاقی یک گرایش طبیعی انسان است.

the novel explores themes of immoralism and its consequences.

این رمان مضامین بی‌اخلاقی و عواقب آن را بررسی می‌کند.

immoralism challenges traditional moral frameworks.

بی‌اخلاقی چالش‌هایی را برای چارچوب‌های اخلاقی سنتی ایجاد می‌کند.

her actions were seen as an embodiment of immoralism.

اقدامات او به عنوان تجسم بی‌اخلاقی تلقی می‌شد.

discussions on immoralism often involve ethics and morality.

بحث‌ها در مورد بی‌اخلاقی اغلب شامل اخلاق و اخلاق‌مداری می‌شود.

immoralism raises questions about right and wrong.

بی‌اخلاقی سوالاتی را در مورد درست و غلط مطرح می‌کند.

critics of immoralism argue for a return to ethical principles.

منتقدان بی‌اخلاقی استدلال می‌کنند که باید به اصول اخلاقی بازگشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید