immortalizes

[ایالات متحده]/ɪˈmɔːtəlaɪzɪz/
[بریتانیا]/ɪˈmɔrtəlaɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را برای همیشه زنده نگه داشتن؛ چیزی را جاودانه کردن؛ چیزی را ابدی کردن؛ اطمینان حاصل کردن که شهرت کسی برای مدت طولانی باقی بماند

عبارات و ترکیب‌ها

immortalizes a moment

جاودانه کردن یک لحظه

immortalizes a legacy

جاودانه کردن میراث

immortalizes their story

جاودانه کردن داستان آنها

immortalizes great achievements

جاودانه کردن دستاوردهای بزرگ

immortalizes a friendship

جاودانه کردن یک دوستی

immortalizes their names

جاودانه کردن نام آنها

immortalizes a tradition

جاودانه کردن یک سنت

immortalizes an event

جاودانه کردن یک رویداد

immortalizes a culture

جاودانه کردن یک فرهنگ

جملات نمونه

the artist immortalizes nature in her paintings.

هنرمند طبیعت را در نقاشی‌های خود جاودانه می‌کند.

the film immortalizes the legacy of the great leader.

فیلم میراث رهبر بزرگ را جاودانه می‌کند.

his book immortalizes the struggles of the past.

کتاب او مبارزات گذشته را جاودانه می‌کند.

the statue immortalizes the hero's bravery.

مجسمه شجاعت قهرمان را جاودانه می‌کند.

her poetry immortalizes the beauty of love.

شعر او زیبایی عشق را جاودانه می‌کند.

the photograph immortalizes a moment in time.

عکس یک لحظه را در زمان جاودانه می‌کند.

the song immortalizes the spirit of the era.

آهنگ روح عصر را جاودانه می‌کند.

his achievements immortalize his name in history.

دستاوردهای او نام او را در تاریخ جاودانه می‌کند.

the documentary immortalizes the culture of the community.

مستند فرهنگ جامعه را جاودانه می‌کند.

the mural immortalizes the town's rich history.

دیوارنگاره تاریخ غنی شهر را جاودانه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید