eternize

[ایالات متحده]/ɪˈtɜːnaɪz/
[بریتانیا]/ɪˈtɜrnˌaɪz/

ترجمه

vt. ابدی یا جاودانه ساختن; تغییر ناپذیر یا همیشگی ساختن

عبارات و ترکیب‌ها

eternize love

جاودانه کردن عشق

eternize memories

جاودانه کردن خاطرات

eternize moments

جاودانه کردن لحظه‌ها

eternize beauty

جاودانه کردن زیبایی

eternize friendship

جاودانه کردن دوستی

eternize feelings

جاودانه کردن احساسات

eternize art

جاودانه کردن هنر

eternize legacy

جاودانه کردن میراث

eternize dreams

جاودانه کردن رویاها

eternize passion

جاودانه کردن اشتیاق

جملات نمونه

art can eternize moments that would otherwise be forgotten.

هنر می‌تواند لحظاتی را جاودانه کند که در غیر این صورت فراموش می‌شدند.

we strive to eternize our memories through photographs.

ما تلاش می‌کنیم تا خاطرات خود را از طریق عکس‌ها جاودانه کنیم.

love letters can eternize the feelings of a relationship.

نامه‌های عاشقانه می‌توانند احساسات یک رابطه را جاودانه کنند.

they wanted to eternize their friendship with a special trip.

آنها می‌خواستند دوستی خود را با یک سفر خاص جاودانه کنند.

many poets aim to eternize their emotions in verse.

بسیاری از شاعران به دنبال جاودانه کردن احساسات خود در شعر هستند.

he hopes to eternize his legacy through his work.

او امیدوار است میراث خود را از طریق کارش جاودانه کند.

she writes songs to eternize her experiences.

او آهنگ‌هایی می‌نویسد تا تجربیات خود را جاودانه کند.

some cultures believe that rituals can eternize the spirits of the ancestors.

برخی از فرهنگ‌ها معتقدند که مناسک می‌توانند ارواح اجداد را جاودانه کند.

he wanted to eternize their love story in a book.

او می‌خواست داستان عشق آنها را در یک کتاب جاودانه کند.

memorials are built to eternize the sacrifices of heroes.

برای جاودانه کردن ایثارنامه قهرمانان، بنای یادبود ساخته می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید