immunostaining

[ایالات متحده]/[ˌɪmjuːnəʊˈsteɪnɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˌɪmjuːnoʊˈsteɪnɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استفاده از آنتی‌بادی‌ها برای تشخیص حضور آنتی‌ژن‌های خاص در بافت‌ها یا سلول‌ها؛ یک فنون که در بافت‌شناسی و ایمونوهماتوستیمیک استفاده می‌شود تا موقعیت پروتئین‌های خاص در سلول‌ها و بافت‌ها را نمایش دهد.

عبارات و ترکیب‌ها

immunostaining results

نتایج رنگ‌آمیزی ایمنوشناسی

performing immunostaining

اجرا کردن رنگ‌آمیزی ایمنوشناسی

immunostaining protocol

پروتکل رنگ‌آمیزی ایمنوشناسی

immunostaining image

تصویر رنگ‌آمیزی ایمنوشناسی

immunostaining technique

فناوری رنگ‌آمیزی ایمنوشناسی

immunostaining experiment

آزمایش رنگ‌آمیزی ایمنوشناسی

immunostaining marker

نشانگر رنگ‌آمیزی ایمنوشناسی

immunostaining analysis

تحلیل رنگ‌آمیزی ایمنوشناسی

immunostaining positive

مثبت رنگ‌آمیزی ایمنوشناسی

immunostaining procedure

روش رنگ‌آمیزی ایمنوشناسی

جملات نمونه

we performed immunostaining to visualize the protein expression in tissue samples.

ما ایمونوستaining را انجام دادیم تا بیان پروتئین در نمونه‌های بافتی را ببینیم.

the immunostaining protocol required a specific blocking step to reduce background noise.

برنامه ایمونوستaining نیاز به یک مرحله مسدود کردن خاص برای کاهش سیگنال پس زمینه داشت.

quantitative immunostaining analysis revealed a significant increase in marker protein.

تحلیل ایمونوستaining کمی نشان داد که افزایش معنی داری در پروتئین نشانگر وجود دارد.

confocal microscopy was used to image the immunostaining results in detail.

میکروسکوپی کانفوکال برای تصویربرداری دقیق از نتایج ایمونوستaining استفاده شد.

successful immunostaining depends on selecting the appropriate antibody.

ایمونوستaining موفق به انتخاب آنتی‌بادی مناسب بستگی دارد.

the immunostaining signal was localized to the cell membrane in the treated group.

سیگنال ایمونوستaining در گروه درمان شده به غشای سلولی محدود شد.

we optimized the immunostaining conditions to improve signal-to-noise ratio.

ما شرایط ایمونوستaining را بهینه کردیم تا نسبت سیگنال به نویز را بهبود بخشیم.

automated immunostaining systems are increasing throughput in research labs.

سیستم‌های ایمونوستaining خودکار باعث افزایش ظرفیت تولید در آزمایشگاه‌های تحقیقاتی می‌شوند.

negative controls are essential for validating immunostaining experiments.

کنترل‌های منفی برای تأیید آزمایش‌های ایمونوستaining ضروری هستند.

the immunostaining pattern differed between the control and experimental groups.

الگوی ایمونوستaining بین گروه کنترل و گروه آزمایشی متفاوت بود.

we used a secondary antibody for amplified immunostaining signal detection.

ما از یک آنتی‌بادی ثانویه برای تشخیص سیگنال ایمونوستaining تقویت شده استفاده کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید