imperials

[ایالات متحده]/ɪmˈpɪəriəlz/
[بریتانیا]/ɪmˈpɪrɪəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحدهای بزرگ اندازه‌گیری برای زمین یا مساحت؛ اشاره به سیستم اندازه‌گیری امپریال

عبارات و ترکیب‌ها

imperials army

ارتش امپراتوری

imperials rule

حاکمیت امپراتوری

imperials power

قدرت امپراتوری

imperials fleet

ناوگان امپراتوری

imperials legacy

میراث امپراتوری

imperials domain

حوزه امپراتوری

imperials forces

نیروهای امپراتوری

imperials conquest

فتح امپراتوری

imperials strategy

استراتژی امپراتوری

imperials expansion

گسترش امپراتوری

جملات نمونه

the imperials ruled the land for centuries.

امپراتوری‌ها برای قرن‌ها بر سرزمین حکومت می‌کردند.

many imperials were known for their lavish lifestyles.

بسیاری از امپراتوری‌ها به خاطر سبک زندگی مجلل خود شناخته می‌شدند.

imperials often engaged in grand ceremonies.

امپراتوری‌ها اغلب در مراسم باشکوه شرکت می‌کردند.

the history of the imperials is fascinating.

تاریخ امپراتوری‌ها جذاب است.

imperials used to have vast armies at their disposal.

امپراتوری‌ها قبلاً ارتش‌های بزرگی در اختیار داشتند.

art and culture flourished under the imperials.

هنر و فرهنگ در دوران امپراتوری‌ها شکوفا شد.

the imperials built magnificent palaces.

امپراتوری‌ها قصر‌های باشکوهی ساختند.

imperials often traveled to expand their influence.

امپراتوری‌ها اغلب برای گسترش نفوذ خود سفر می‌کردند.

there were strict laws governing the imperials.

قوانین سختگیرانه‌ای حاکم بر امپراتوری‌ها وجود داشت.

many stories are told about the imperials' adventures.

داستان‌های زیادی در مورد ماجراهای امپراتوری‌ها نقل می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید