royals

[ایالات متحده]/rɔɪəlz/
[بریتانیا]/rɔɪəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعضای یک خانواده سلطنتی

عبارات و ترکیب‌ها

royals only

فقط سلطنتی‌ها

royals family

خانواده سلطنتی

royals court

درگاه سلطنتی

royals affair

منافع سلطنتی

royals visit

بازدید سلطنتی

royals event

رویداد سلطنتی

royals duty

وظیفه سلطنتی

royals title

عنوان سلطنتی

royals lineage

تبار سلطنتی

royals legacy

میراث سلطنتی

جملات نمونه

the royals attended the charity event together.

اشراف در کنار هم در رویداد خیریه شرکت کردند.

many people are fascinated by the lives of the royals.

بسیاری از مردم مجذوب زندگی اشراف هستند.

the royals often travel for official duties.

اشراف اغلب برای انجام وظایف رسمی سفر می‌کنند.

fashion designers often create special outfits for the royals.

طراحان مد اغلب لباس‌های خاصی برای اشراف طراحی می‌کنند.

the royals have a significant influence on public opinion.

اشراف تأثیر قابل توجهی بر افکار عمومی دارند.

there are many documentaries about the lives of the royals.

مستندهای زیادی در مورد زندگی اشراف وجود دارد.

the royals celebrated the national holiday with a grand parade.

اشراف تعطیلات ملی را با یک رژه بزرگ جشن گرفتند.

people often debate the relevance of the royals in modern society.

مردم اغلب درباره ارتباط اشراف در جامعه مدرن بحث می‌کنند.

the royals are known for their philanthropic efforts.

اشراف به خاطر تلاش‌های خیریه‌شان شناخته می‌شوند.

royal weddings attract attention from around the world.

ازدواج‌های سلطنتی توجه را از سراسر جهان جلب می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید