improvisational

[ایالات متحده]/ˌɪmprəvaɪˈzeɪʃənl/
[بریتانیا]/ˌɪmprəvaɪˈzeɪʃənl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا مشخصهٔ بداهه‌پردازی

عبارات و ترکیب‌ها

improvisational theater

نمایش بداهه

improvisational comedy

کمدی بداهه

improvisational music

موسیقی بداهه

improvisational skills

مهارت‌های بداهه‌پردازی

improvisational dance

رقص بداهه

improvisational performance

اجرای بداهه

improvisational exercises

تمرین‌های بداهه

improvisational techniques

تکنیک‌های بداهه

improvisational approach

رویکرد بداهه

improvisational style

سبک بداهه

جملات نمونه

his improvisational skills amazed everyone at the event.

مهارت‌های بداهه‌اش باعث شگفتی همه در آن رویداد شد.

she has a talent for improvisational comedy.

او استعداد زیادی در زمینه کمدی بداهه دارد.

the band played an improvisational set that captivated the audience.

گروه یک قطعه بداهه اجرا کرد که مخاطبان را مجذوب خود کرد.

improvisational theater can be both challenging and rewarding.

تئاتر بداهه می‌تواند هم چالش‌برانگیز و هم پاداش‌دهنده باشد.

he approached the problem with an improvisational mindset.

او با ذهنیت بداهه به حل مشکل پرداخت.

improvisational dance allows for freedom of expression.

رقص بداهه اجازه می‌دهد تا آزادی بیان وجود داشته باشد.

they enjoyed an improvisational jam session together.

آنها از یک جلسه بداهه با هم لذت بردند.

improvisational techniques can enhance creativity in writing.

تکنیک‌های بداهه می‌توانند خلاقیت در نویسندگی را افزایش دهند.

she took an improvisational workshop to improve her acting skills.

او برای بهبود مهارت‌های بازیگری خود در یک کارگاه بداهه شرکت کرد.

the improvisational nature of the project allowed for innovative ideas.

طبیعت بداهه پروژه اجازه داد تا ایده‌های نوآورانه مطرح شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید