impuissances

[ایالات متحده]/ɪmˈpjuːɪsəns/
[بریتانیا]/ɪmˈpjuːɪsəns/

ترجمه

n. کمبود قدرت یا توانایی

عبارات و ترکیب‌ها

overcome impuissances

غلبه بر ناتوانی‌ها

face impuissances

مواجهه با ناتوانی‌ها

recognize impuissances

تشخیص ناتوانی‌ها

understand impuissances

درک ناتوانی‌ها

accept impuissances

پذیرش ناتوانی‌ها

confront impuissances

مقابله با ناتوانی‌ها

discuss impuissances

بحث درباره ناتوانی‌ها

address impuissances

رسیدگی به ناتوانی‌ها

combat impuissances

مقابله با ناتوانی‌ها

analyze impuissances

تجزیه و تحلیل ناتوانی‌ها

جملات نمونه

his impuissances were evident during the presentation.

ناتوانی‌های او در طول ارائه آشکار بود.

she felt the impuissances of her situation.

او ناتوانی‌های وضعیت خود را احساس کرد.

they confronted their impuissances in the face of adversity.

آنها با وجود سختی‌ها با ناتوانی‌های خود روبرو شدند.

the impuissances of the team were highlighted in the report.

ناتوانی‌های تیم در گزارش برجسته شد.

his impuissances made him reconsider his choices.

ناتوانی‌های او باعث شد او انتخاب‌های خود را دوباره بررسی کند.

she expressed her impuissances in dealing with the issue.

او ناتوانی‌های خود را در برخورد با این موضوع ابراز کرد.

the novel explores themes of impuissances and resilience.

این رمان به بررسی موضوعات ناتوانی و تاب‌آوری می‌پردازد.

understanding our impuissances can lead to personal growth.

درک ناتوانی‌های ما می‌تواند منجر به رشد شخصی شود.

they shared their experiences of impuissances during the discussion.

آنها تجربیات خود از ناتوانی را در طول بحث به اشتراک گذاشتند.

recognizing impuissances is the first step towards empowerment.

تشخیص ناتوانی‌ها اولین قدم در جهت توانمندسازی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید