overcome impuissances
غلبه بر ناتوانیها
face impuissances
مواجهه با ناتوانیها
recognize impuissances
تشخیص ناتوانیها
understand impuissances
درک ناتوانیها
accept impuissances
پذیرش ناتوانیها
confront impuissances
مقابله با ناتوانیها
discuss impuissances
بحث درباره ناتوانیها
address impuissances
رسیدگی به ناتوانیها
combat impuissances
مقابله با ناتوانیها
analyze impuissances
تجزیه و تحلیل ناتوانیها
his impuissances were evident during the presentation.
ناتوانیهای او در طول ارائه آشکار بود.
she felt the impuissances of her situation.
او ناتوانیهای وضعیت خود را احساس کرد.
they confronted their impuissances in the face of adversity.
آنها با وجود سختیها با ناتوانیهای خود روبرو شدند.
the impuissances of the team were highlighted in the report.
ناتوانیهای تیم در گزارش برجسته شد.
his impuissances made him reconsider his choices.
ناتوانیهای او باعث شد او انتخابهای خود را دوباره بررسی کند.
she expressed her impuissances in dealing with the issue.
او ناتوانیهای خود را در برخورد با این موضوع ابراز کرد.
the novel explores themes of impuissances and resilience.
این رمان به بررسی موضوعات ناتوانی و تابآوری میپردازد.
understanding our impuissances can lead to personal growth.
درک ناتوانیهای ما میتواند منجر به رشد شخصی شود.
they shared their experiences of impuissances during the discussion.
آنها تجربیات خود از ناتوانی را در طول بحث به اشتراک گذاشتند.
recognizing impuissances is the first step towards empowerment.
تشخیص ناتوانیها اولین قدم در جهت توانمندسازی است.
overcome impuissances
غلبه بر ناتوانیها
face impuissances
مواجهه با ناتوانیها
recognize impuissances
تشخیص ناتوانیها
understand impuissances
درک ناتوانیها
accept impuissances
پذیرش ناتوانیها
confront impuissances
مقابله با ناتوانیها
discuss impuissances
بحث درباره ناتوانیها
address impuissances
رسیدگی به ناتوانیها
combat impuissances
مقابله با ناتوانیها
analyze impuissances
تجزیه و تحلیل ناتوانیها
his impuissances were evident during the presentation.
ناتوانیهای او در طول ارائه آشکار بود.
she felt the impuissances of her situation.
او ناتوانیهای وضعیت خود را احساس کرد.
they confronted their impuissances in the face of adversity.
آنها با وجود سختیها با ناتوانیهای خود روبرو شدند.
the impuissances of the team were highlighted in the report.
ناتوانیهای تیم در گزارش برجسته شد.
his impuissances made him reconsider his choices.
ناتوانیهای او باعث شد او انتخابهای خود را دوباره بررسی کند.
she expressed her impuissances in dealing with the issue.
او ناتوانیهای خود را در برخورد با این موضوع ابراز کرد.
the novel explores themes of impuissances and resilience.
این رمان به بررسی موضوعات ناتوانی و تابآوری میپردازد.
understanding our impuissances can lead to personal growth.
درک ناتوانیهای ما میتواند منجر به رشد شخصی شود.
they shared their experiences of impuissances during the discussion.
آنها تجربیات خود از ناتوانی را در طول بحث به اشتراک گذاشتند.
recognizing impuissances is the first step towards empowerment.
تشخیص ناتوانیها اولین قدم در جهت توانمندسازی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید