imputing data
وارد کردن داده
imputing values
وارد کردن مقادیر
imputing missing
وارد کردن داده های از دست رفته
imputing errors
وارد کردن خطاها
imputing results
وارد کردن نتایج
imputing variables
وارد کردن متغیرها
imputing statistics
وارد کردن آمار
imputing methods
وارد کردن روش ها
imputing information
وارد کردن اطلاعات
imputing blame without evidence is unfair.
نسبت دادن تقصیر بدون مدرک غیرمنصفانه است.
imputing motives can lead to misunderstandings.
نسبت دادن انگیزه ها می تواند منجر به سوء تفاهم شود.
he was imputing his failures to external factors.
او شکست های خود را به عوامل بیرونی نسبت می داد.
imputing responsibility to others is a common reaction.
نسبت دادن مسئولیت به دیگران یک واکنش رایج است.
imputing qualities to someone without knowing them is risky.
نسبت دادن ویژگی ها به کسی بدون شناخت آنها خطرناک است.
imputing success to luck can undermine hard work.
نسبت دادن موفقیت به شانس می تواند تلاش سخت را تضعیف کند.
she was imputing his actions to a lack of experience.
او اعمال او را به کمبود تجربه نسبت می داد.
imputing errors in the report was necessary for clarity.
نسبت دادن خطاها در گزارش برای وضوح ضروری بود.
imputing data accurately is crucial for analysis.
نسبت دادن داده ها به طور دقیق برای تجزیه و تحلیل حیاتی است.
imputing trust is vital in any relationship.
نسبت دادن اعتماد در هر رابطهای حیاتی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید