in-service training
آموزش در حین خدمت
in-service care
مراقبت در حین خدمت
in-service provider
ارائه دهنده خدمات در حین خدمت
in-service hours
ساعات در حین خدمت
in-service staff
پرسنل در حین خدمت
being in-service
در حال خدمت
in-service period
دوره در حین خدمت
in-service role
نقش در حین خدمت
in-service experience
تجربه در حین خدمت
in-service duties
وظایف در حین خدمت
the hospital provides excellent in-service training for its nurses.
بیمارستان آموزشهای درونسازمانی عالیالجود برای پرستاران خود ارائه میدهد.
he's currently in-service at a local clinic, gaining valuable experience.
او در حال حاضر در یک کلینیک محلی در حال آموزش است و تجربه ارزشمندی کسب میکند.
the company offers in-service development opportunities to all employees.
شرکت فرصتهای توسعه درونسازمانی را برای همه کارکنان ارائه میدهد.
many soldiers are in-service overseas, protecting national interests.
بسیاری از سربازان در خارج از کشور در حال خدمت هستند و از منافع ملی محافظت میکنند.
she's been in-service with the police force for five years.
او برای پنج سال در حال خدمت در نیروی پلیس بوده است.
the in-service program included workshops and online modules.
برنامه درونسازمانی شامل کارگاهها و ماژولهای آنلاین بود.
he decided to extend his in-service period to gain more skills.
او تصمیم گرفت دوره خدمت خود را برای کسب مهارتهای بیشتر تمدید کند.
the in-service requirements are clearly outlined in the handbook.
الزامات درونسازمانی به وضوح در دفترچه راهنما مشخص شدهاند.
they are conducting in-service surveys to assess employee satisfaction.
آنها نظرسنجیهای درونسازمانی انجام میدهند تا میزان رضایت کارکنان را ارزیابی کنند.
the in-service medical staff are dedicated to patient care.
کادر پزشکی درونسازمانی به ارائه مراقبت از بیماران اختصاص داده شده است.
the new in-service policy aims to improve employee retention.
سیاست جدید درونسازمانی با هدف بهبود حفظ کارکنان طراحی شده است.
in-service training
آموزش در حین خدمت
in-service care
مراقبت در حین خدمت
in-service provider
ارائه دهنده خدمات در حین خدمت
in-service hours
ساعات در حین خدمت
in-service staff
پرسنل در حین خدمت
being in-service
در حال خدمت
in-service period
دوره در حین خدمت
in-service role
نقش در حین خدمت
in-service experience
تجربه در حین خدمت
in-service duties
وظایف در حین خدمت
the hospital provides excellent in-service training for its nurses.
بیمارستان آموزشهای درونسازمانی عالیالجود برای پرستاران خود ارائه میدهد.
he's currently in-service at a local clinic, gaining valuable experience.
او در حال حاضر در یک کلینیک محلی در حال آموزش است و تجربه ارزشمندی کسب میکند.
the company offers in-service development opportunities to all employees.
شرکت فرصتهای توسعه درونسازمانی را برای همه کارکنان ارائه میدهد.
many soldiers are in-service overseas, protecting national interests.
بسیاری از سربازان در خارج از کشور در حال خدمت هستند و از منافع ملی محافظت میکنند.
she's been in-service with the police force for five years.
او برای پنج سال در حال خدمت در نیروی پلیس بوده است.
the in-service program included workshops and online modules.
برنامه درونسازمانی شامل کارگاهها و ماژولهای آنلاین بود.
he decided to extend his in-service period to gain more skills.
او تصمیم گرفت دوره خدمت خود را برای کسب مهارتهای بیشتر تمدید کند.
the in-service requirements are clearly outlined in the handbook.
الزامات درونسازمانی به وضوح در دفترچه راهنما مشخص شدهاند.
they are conducting in-service surveys to assess employee satisfaction.
آنها نظرسنجیهای درونسازمانی انجام میدهند تا میزان رضایت کارکنان را ارزیابی کنند.
the in-service medical staff are dedicated to patient care.
کادر پزشکی درونسازمانی به ارائه مراقبت از بیماران اختصاص داده شده است.
the new in-service policy aims to improve employee retention.
سیاست جدید درونسازمانی با هدف بهبود حفظ کارکنان طراحی شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید