off-duty

[ایالات متحده]/ɒfˈdjuːti/
[بریتانیا]/ɔːfˈduːti/

ترجمه

adj. کار نکردن؛ خارج از ساعات کاری

عبارات و ترکیب‌ها

off-duty hours

ساعت‌های غیرکاری

off-duty officer

سرباز یا افسر غیرحاضر

being off-duty

در حال استراحت

off-duty time

زمان غیرکاری

off-duty now

در حال حاضر در مرخصی

get off-duty

مرخصی گرفتن

off-duty clothes

لباس غیررسمی

off-duty shift

شیفت غیرکاری

off-duty work

کار غیرکاری

off-duty status

وضعیت غیرکاری

جملات نمونه

after a long shift, she was finally off-duty and headed home.

بعد از یک شیفت طولانی، او بالاخره از وظیفه خلاص شده بود و به سمت خانه می‌رفت.

the police officer was off-duty but still assisted with the traffic.

مامور پلیس از وظیفه بود، اما همچنان به کمک ترافیک می‌آمد.

he enjoys playing golf when he's off-duty on weekends.

او از بازی گلف لذت می‌برد وقتی آخر هفته‌ها از وظیفه است.

the firefighters are off-duty and spending time with their families.

آتش‌نشان‌ها از وظیفه هستند و وقت خود را با خانواده‌هایشان می‌گذرانند.

what are your plans for being off-duty next week?

برنامه‌های شما برای هفته آینده که از وظیفه هستید چیست؟

the nurse's off-duty hours are crucial for her well-being.

ساعات استراحت پرستار برای سلامتی او بسیار مهم است.

he likes to relax and unwind when he's off-duty.

او دوست دارد وقتی از وظیفه است استراحت کند و آرام شود.

the security guard will be off-duty at 10 pm tonight.

نگهبان امنیتی امشب ساعت 10 شب از وظیفه خواهد بود.

many pilots prefer to be off-duty on their days off.

بسیاری از خلبان‌ها ترجیح می‌دهند در روزهای تعطیل خود از وظیفه باشند.

she's off-duty today and volunteering at the local shelter.

او امروز از وظیفه است و در پناهگاه محلی داوطلبانه کار می‌کند.

the train conductor is off-duty and enjoying a cup of coffee.

راهنمای قطار از وظیفه است و از یک فنجان قهوه لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید