| جمع | in-trays |
new in-tray
دریافت جدید
check in-tray
بررسی در سینی
empty in-tray
سینی خالی
in-tray full
سینی پر
put in-tray
قرار دادن در سینی
clearing in-tray
پاک کردن سینی
in-tray items
موارد سینی
in-tray status
وضعیت سینی
in-tray management
مدیریت سینی
the new intern was overwhelmed by a full in-tray.
کارآموز جدید تحت تأثیر حجم زیاد کار در سینی ورودی قرار گرفت.
she prioritized tasks in her in-tray each morning.
او هر روز صبح وظایف را در سینی ورودی خود اولویتبندی میکرد.
he cleared his in-tray before leaving the office.
او قبل از ترک دفتر، سینی ورودی خود را خالی میکرد.
the manager reviewed the items in the in-tray.
مدیر اقلام موجود در سینی ورودی را بررسی کرد.
an overflowing in-tray indicates a heavy workload.
سینی ورودی سرریز شده نشان دهنده حجم کاری زیاد است.
we need to streamline processes to reduce the in-tray backlog.
ما باید فرآیندها را ساده کنیم تا از عقب ماندگی سینی ورودی جلوگیری کنیم.
he regularly emptied his in-tray to stay organized.
او به طور مرتب سینی ورودی خود را خالی میکرد تا منظم بماند.
the in-tray contained urgent emails and meeting requests.
سینی ورودی شامل ایمیلهای فوری و درخواستهای جلسات بود.
she used a kanban board instead of a traditional in-tray.
او به جای سینی ورودی سنتی از یک تخته کانبان استفاده کرد.
the team monitored the in-tray volume daily.
تیم به طور روزانه حجم سینی ورودی را رصد میکرد.
he delegated some items from his in-tray to colleagues.
او برخی از اقلام را از سینی ورودی خود به همکاران محول کرد.
new in-tray
دریافت جدید
check in-tray
بررسی در سینی
empty in-tray
سینی خالی
in-tray full
سینی پر
put in-tray
قرار دادن در سینی
clearing in-tray
پاک کردن سینی
in-tray items
موارد سینی
in-tray status
وضعیت سینی
in-tray management
مدیریت سینی
the new intern was overwhelmed by a full in-tray.
کارآموز جدید تحت تأثیر حجم زیاد کار در سینی ورودی قرار گرفت.
she prioritized tasks in her in-tray each morning.
او هر روز صبح وظایف را در سینی ورودی خود اولویتبندی میکرد.
he cleared his in-tray before leaving the office.
او قبل از ترک دفتر، سینی ورودی خود را خالی میکرد.
the manager reviewed the items in the in-tray.
مدیر اقلام موجود در سینی ورودی را بررسی کرد.
an overflowing in-tray indicates a heavy workload.
سینی ورودی سرریز شده نشان دهنده حجم کاری زیاد است.
we need to streamline processes to reduce the in-tray backlog.
ما باید فرآیندها را ساده کنیم تا از عقب ماندگی سینی ورودی جلوگیری کنیم.
he regularly emptied his in-tray to stay organized.
او به طور مرتب سینی ورودی خود را خالی میکرد تا منظم بماند.
the in-tray contained urgent emails and meeting requests.
سینی ورودی شامل ایمیلهای فوری و درخواستهای جلسات بود.
she used a kanban board instead of a traditional in-tray.
او به جای سینی ورودی سنتی از یک تخته کانبان استفاده کرد.
the team monitored the in-tray volume daily.
تیم به طور روزانه حجم سینی ورودی را رصد میکرد.
he delegated some items from his in-tray to colleagues.
او برخی از اقلام را از سینی ورودی خود به همکاران محول کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید