in-tray

[ایالات متحده]/ˈɪnˌtreɪ/
[بریتانیا]/ˈɪnˌtreɪ/

ترجمه

n. سینی‌ای که در ادارات برای نگهداری اسناد ورودی استفاده می‌شود
شکل‌های واژه
جمعin-trays

عبارات و ترکیب‌ها

new in-tray

دریافت جدید

check in-tray

بررسی در سینی

empty in-tray

سینی خالی

in-tray full

سینی پر

put in-tray

قرار دادن در سینی

clearing in-tray

پاک کردن سینی

in-tray items

موارد سینی

in-tray status

وضعیت سینی

in-tray management

مدیریت سینی

جملات نمونه

the new intern was overwhelmed by a full in-tray.

کارآموز جدید تحت تأثیر حجم زیاد کار در سینی ورودی قرار گرفت.

she prioritized tasks in her in-tray each morning.

او هر روز صبح وظایف را در سینی ورودی خود اولویت‌بندی می‌کرد.

he cleared his in-tray before leaving the office.

او قبل از ترک دفتر، سینی ورودی خود را خالی می‌کرد.

the manager reviewed the items in the in-tray.

مدیر اقلام موجود در سینی ورودی را بررسی کرد.

an overflowing in-tray indicates a heavy workload.

سینی ورودی سرریز شده نشان دهنده حجم کاری زیاد است.

we need to streamline processes to reduce the in-tray backlog.

ما باید فرآیندها را ساده کنیم تا از عقب ماندگی سینی ورودی جلوگیری کنیم.

he regularly emptied his in-tray to stay organized.

او به طور مرتب سینی ورودی خود را خالی می‌کرد تا منظم بماند.

the in-tray contained urgent emails and meeting requests.

سینی ورودی شامل ایمیل‌های فوری و درخواست‌های جلسات بود.

she used a kanban board instead of a traditional in-tray.

او به جای سینی ورودی سنتی از یک تخته کانبان استفاده کرد.

the team monitored the in-tray volume daily.

تیم به طور روزانه حجم سینی ورودی را رصد می‌کرد.

he delegated some items from his in-tray to colleagues.

او برخی از اقلام را از سینی ورودی خود به همکاران محول کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید