inaccessibly high
بسیار بلند غیرقابل دسترس
inaccessibly far
بسیار دور غیرقابل دسترس
inaccessibly deep
بسیار عمیق غیرقابل دسترس
inaccessibly remote
بسیار دورافتاده غیرقابل دسترس
inaccessibly rich
بسیار ثروتمند غیرقابل دسترس
inaccessibly steep
بسیار تند غیرقابل دسترس
inaccessibly vast
بسیار وسیع غیرقابل دسترس
inaccessibly complex
بسیار پیچیده غیرقابل دسترس
inaccessibly rare
بسیار نادر غیرقابل دسترس
inaccessibly beautiful
بسیار زیبا غیرقابل دسترس
the mountain peak was inaccessibly high for most climbers.
اوج کوه برای اکثر کوهنوردان به طرز غیرقابل دسترس بسیار بلند بود.
some ancient texts are kept inaccessibly in private collections.
برخی از متون باستانی به طور غیرقابل دسترس در مجموعه های خصوصی نگهداری می شوند.
the library's rare books are inaccessibly stored in a secure vault.
کتاب های کمیاب کتابخانه به طور غیرقابل دسترس در یک خزانه امن نگهداری می شوند.
the island is inaccessibly remote, making it a perfect getaway.
جزیره به طرز غیرقابل دسترس دورافتاده است و آن را به یک مکان فرار عالی تبدیل می کند.
some species of animals live inaccessibly deep in the jungle.
برخی از گونه های حیوانات به طور غیرقابل دسترس در اعماق جنگل زندگی می کنند.
the treasure was hidden inaccessibly within the cave.
گنج به طرز غیرقابل دسترس در داخل غار پنهان شده بود.
her feelings were inaccessibly buried beneath her calm exterior.
احساسات او به طرز غیرقابل دسترس در زیر ظاهر آرام او دفن شده بودند.
the data was stored inaccessibly behind multiple security layers.
داده ها به طور غیرقابل دسترس در پشت چندین لایه امنیتی ذخیره شدند.
some of the best views are inaccessibly located on steep cliffs.
برخی از بهترین مناظر به طرز غیرقابل دسترس در پرتگاه های شیب دار قرار دارند.
his thoughts were often inaccessibly complex for others to understand.
ذهنیت او اغلب به طرز غیرقابل دسترس برای دیگران پیچیده بود.
inaccessibly high
بسیار بلند غیرقابل دسترس
inaccessibly far
بسیار دور غیرقابل دسترس
inaccessibly deep
بسیار عمیق غیرقابل دسترس
inaccessibly remote
بسیار دورافتاده غیرقابل دسترس
inaccessibly rich
بسیار ثروتمند غیرقابل دسترس
inaccessibly steep
بسیار تند غیرقابل دسترس
inaccessibly vast
بسیار وسیع غیرقابل دسترس
inaccessibly complex
بسیار پیچیده غیرقابل دسترس
inaccessibly rare
بسیار نادر غیرقابل دسترس
inaccessibly beautiful
بسیار زیبا غیرقابل دسترس
the mountain peak was inaccessibly high for most climbers.
اوج کوه برای اکثر کوهنوردان به طرز غیرقابل دسترس بسیار بلند بود.
some ancient texts are kept inaccessibly in private collections.
برخی از متون باستانی به طور غیرقابل دسترس در مجموعه های خصوصی نگهداری می شوند.
the library's rare books are inaccessibly stored in a secure vault.
کتاب های کمیاب کتابخانه به طور غیرقابل دسترس در یک خزانه امن نگهداری می شوند.
the island is inaccessibly remote, making it a perfect getaway.
جزیره به طرز غیرقابل دسترس دورافتاده است و آن را به یک مکان فرار عالی تبدیل می کند.
some species of animals live inaccessibly deep in the jungle.
برخی از گونه های حیوانات به طور غیرقابل دسترس در اعماق جنگل زندگی می کنند.
the treasure was hidden inaccessibly within the cave.
گنج به طرز غیرقابل دسترس در داخل غار پنهان شده بود.
her feelings were inaccessibly buried beneath her calm exterior.
احساسات او به طرز غیرقابل دسترس در زیر ظاهر آرام او دفن شده بودند.
the data was stored inaccessibly behind multiple security layers.
داده ها به طور غیرقابل دسترس در پشت چندین لایه امنیتی ذخیره شدند.
some of the best views are inaccessibly located on steep cliffs.
برخی از بهترین مناظر به طرز غیرقابل دسترس در پرتگاه های شیب دار قرار دارند.
his thoughts were often inaccessibly complex for others to understand.
ذهنیت او اغلب به طرز غیرقابل دسترس برای دیگران پیچیده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید